بررسی عوامل مؤثر بر سکونتگاه‌های زیستی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان سردشت)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سردشت (ارومیه)، سردشت (ارومیه)، ایران. *(مسوول مکاتبات)

چکیده

توجه به توسعه سکونتگاه­های روستایی از ضرورت­های محوری و انکارناپذیر توسعه منطقه­ای و ملی در هر کشوری به شمار می­رود؛ زیرا بین توسعه روستایی و شهری یک پیوستگی اساسی برقرار است که بدون داشتن نگاه ویژه به این پیوستگی، توسعه منطقه­ای و ملی موفقیت آمیز نخواهد بود. توسعه سکونتگاه­های روستایی فرآیندی پویا و همیشگی است که در آن علاوه بر جنبه­های اقتصادی، بر جنبه­های غیراقتصادی آن از طرف کارشناسان و صاحب نظران سفارش و تأکید فراوان شده است. از جمله مهم­ترین این تأکیدها، شناخت قابلیت­های سکونتگاه­های روستایی با توجه خاص به نحوه برخورد با محیط طبیعی و توجه جدّی به ابعاد اصلی و کامل محیط روستا در مطالعات و برنامه­ریزی­ها قابل بیان هستند.
این تحقیق با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با اتکاء به روش پیمایشی میدانی درصدد ارزیابی عوامل موثر بر سکونتگاه­های زیستی روستایی مناطق کوهستانی در شهرستان سردشت می­باشد. جامعه آماری این تحقیق روستاهای بالای 50 خانوار شهرستان سردشت به تعداد 856 خانوار است که از این تعداد 200 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که در این روستا عواملی هم­چون شیب زیاد زمین، کوهستانی بودن منطقه، عدم امکانات زیستی، فواصل زیاد روستاها از مرکز شهر و ... مسائل و مشکلات بسیاری را برای ساکنان منطقه به وجود آورده و روستاییان این منطقه را مجبور به مهاجرت کرده است.  به طور کلی بین عوامل جغرافیایی همانند شیب زمین، جنس زمین، دسترسی سطح آموزشی و الگوهای زیستی رابطه معنی­داری وجود دارد که الگوهای زیستی خاص را برای روستاهای منطقه ایجاد کرده است.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

 

پایداری، توسعه و محیط زیست، دوره دوم، شماره 2، بهار 98

بررسی عوامل مؤثر بر سکونتگاه­های زیستی روستایی

(مطالعه موردی: شهرستان سردشت)

 

شیرکـو احمـدی[1]*

shirkoahmadi@gmail.com

چکیده

توجه به توسعه سکونتگاه­های روستایی از ضرورت­های محوری و انکارناپذیر توسعه منطقه­ای و ملی در هر کشوری به شمار می­رود؛ زیرا بین توسعه روستایی و شهری یک پیوستگی اساسی برقرار است که بدون داشتن نگاه ویژه به این پیوستگی، توسعه منطقه­ای و ملی موفقیت آمیز نخواهد بود. توسعه سکونتگاه­های روستایی فرآیندی پویا و همیشگی است که در آن علاوه بر جنبه­های اقتصادی، بر جنبه­های غیراقتصادی آن از طرف کارشناسان و صاحب نظران سفارش و تأکید فراوان شده است. از جمله مهم­ترین این تأکیدها، شناخت قابلیت­های سکونتگاه­های روستایی با توجه خاص به نحوه برخورد با محیط طبیعی و توجه جدّی به ابعاد اصلی و کامل محیط روستا در مطالعات و برنامه­ریزی­ها قابل بیان هستند.

این تحقیق با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با اتکاء به روش پیمایشی میدانی درصدد ارزیابی عوامل موثر بر سکونتگاه­های زیستی روستایی مناطق کوهستانی در شهرستان سردشت می­باشد. جامعه آماری این تحقیق روستاهای بالای 50 خانوار شهرستان سردشت به تعداد 856 خانوار است که از این تعداد 200 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که در این روستا عواملی هم­چون شیب زیاد زمین، کوهستانی بودن منطقه، عدم امکانات زیستی، فواصل زیاد روستاها از مرکز شهر و ... مسائل و مشکلات بسیاری را برای ساکنان منطقه به وجود آورده و روستاییان این منطقه را مجبور به مهاجرت کرده است.  به طور کلی بین عوامل جغرافیایی همانند شیب زمین، جنس زمین، دسترسی سطح آموزشی و الگوهای زیستی رابطه معنی­داری وجود دارد که الگوهای زیستی خاص را برای روستاهای منطقه ایجاد کرده است.

واژه­های کلیدی: تحلیل، تنگناهای زیستی، سکونتگاه­های روستایی، شهرستان سردشت.

 

 

 

 

 

 

 

 


 

J. Sus. Dev. & Env., Vol 2, No.2, Spring 2019

 

 

 


Study of Effective Factors on Rural Biological Settlements

(Case Study: Sardasht City)

 

Shirko Ahmadi[2]*

shirkoahmadi@gmail.com   

 

Abstract

Attention to the development of rural settlements of central and essential needs of regional and national development in any country is; because between rural and urban development, there is a basic continuity without a special look to this association, regional and national development will not be successful. Development of rural settlements and ongoing dynamic process that in addition to economic aspects, the non-economic aspects of the experts and scholars have been strongly emphasized and recommended. Among the most important emphasis, knowing the capabilities of rural settlements with particular attention to how to deal with the natural environment full and serious consideration to the size and rural environment are expressed in studies and planning.

In this research that is done with descriptive-analytical and with field survey methods has attempted to measure biological limitations of rural settlements in the mountainous areas in the city of Sardasht. The statistical population of this research is villages with more than 50 families that their number are 856 families in which, 200 families were selected as sample.

Findings of the study suggest that factors such as the high slope of the ground, the mountainous region, non-biological facilities, long distances from the center of town and countryside has created so many problems for residents and villagers of that region have been forced to migrate.

Generally, there is a meaningful relationship between geographical factors such as the slope of the land, geology, access to educational levels and life pattern that has created special biological patterns for the villagers.

Keywords: Study, Biological Constraints, Rural Settlements, Sardasht City.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمینه و هدف

 

انسان­ها از همان ابتدای پیدایش جوامع و مجتمع­های زیستی اولیه، در پاسخ به یکی از اساسی­ترین نیازهای طبیعی خود سعی کرده­اند محیط و دنیای ساخته شده خود را تحت کنترل در آورند. این کنترل، خود را به صورت الگو و تشکیل محیط انسان­ساخت منعکس نموده است (1).

 در برخی از منابع، کیفیت زندگی با امکانات مادی و معنوی شامل سلامتی، محیط زندگی، قوانین، تساوی حقوق، اشتغال و خانواده و مانند این­ها بیان می­شود (2).

حیطه مربوط به کیفیت زندگی و سنجش آن شاید در هیچ زمانی به اندازه امروز وسیع نبوده است (3). از طرفی، بهبود کیفیت زندگی می­تواند زمینه­های دیگر توسعه مانند توسعه اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و خدماتی را به همراه داشته باشد (1). نگاهی به اجزاء و عناصر تشکیل دهنده سیستم روستایی نشان می­دهد که بیش­تر جوامع روستایی پیکرۀ یکپارچه هستند به این مفهوم که مؤلفه­های مختلف زندگی روستایی مانند مؤلفه­های طبیعی (اقلیم، خاک، پوشش گیاهی و مرتع) اقتصادی (کشاورزی، صنعت و سرمایه­گذاری­ها) اجتماعی (الگوهای زیستی، رشدهای جمعیتی، آداب و رسوم، قومیت، معضلات و اختلافات فرهنگی، اجتماعی) و غیره همگی به طور تنگاتنگ با یکدیگر در ارتباط هستند (4).

در فرآیند توسعه روستایی هر چند ارتقاء کلی همه نواحی روستایی مهم است، ولی توجه به نواحی روستایی محروم و کم­تر برخوردار در راستای تأمین نیازهای اساسی آن­ها و هم­چنین تعدیل تفاوت­ها در سطوح برخورداری آن­ها اهمیت بیش­تری دارد (5).در دوره­ی معاصر، اختلاف بین نواحی روستایی آن­چنان شدید است که شاید مقایسه­ی بسیاری از روستاها با یکدیگر نادرست باشد. تعدادی از روستاها دارای تمامی امکانات زیست و در کیفیت بسیار مطلوب می­باشند و سهولت دسترسی به تمامی امکانات زیست، ساکنان چنین روستاهایی را بی­نیاز به تفکر در مورد زیستن در شهرها می­نماید. بر عکس در تعدادی دیگر از روستاها، ساکنان آن­ها چنان با مشکلات زیستی مواجه­اند که از نظر فقدان امکانات زیستی چهره­ی روستاهای صدها سال پیش را در ذهن هر بیننده­ای زنده می­نماید (6). واقعیت مسلم آن است که امروزه روستاییان بیش از گذشته به بهداشت، آموزش، امکانات افزایش تولید و مصرف دسترسی دارند، ولی بررسی دقیق­تر نشان می­دهد که توزیع منابع به هیچ وجه برابر نبوده است (7).

موقعیت فیزیوگرافی سرزمین، در شکل­گیری و استقرار شهرها و روستاهای مناطق کوهستانی بسیار مؤثر است. زیرا توسعه و پیشرفت این نواحی به شدت متأثر از توپوگرافی، شیب و حاصلخیزی اراضی در این گونه از روستاها و شهرها می­باشد(8). مشکلات زیستی در روستاهای مناطق کوهستانی، تصمیم به مهاجرت را برای ساکنان آن­ها را قوت می­بخشد و کم جمعیتی و تخلیه این روستاها با شدت بیش­تری عملی می­گردد. بررسی و شناخت نواحی روستایی و تحلیل قابلیت­ها و تنگناهای آن­ها در فرایند برنامه­ریزی توسعه­ی روستایی اهمّیّت به­سزایی دارد و امروزه آگاهی از امکانات و تنگناهای نواحی روستایی، نوعی ضرورت جهت ارائه­ی طرح­ها و برنامه­های توسعه محسوب می­شود. تعیین تحلیل سطوح برخورداری نواحی روستایی در زمینه­های مختلف با استفاده از روش­های کمّی نقش مهمّی در این فرایند دارد(5). عدم توجه کافی به جامعه روستایی به عنوان یک گروه مشخص با ویژگی­ها، نگرش، علایق و نیازهای خاص خود باعث شده است تا برنامه­هایی که برای آنها اجرا می­شود اغلب منطبق با نیازها و خواسته­های آنان نباشد و در عمل تغییر مثبت اندکی را در وضع زندگی آنان ایجاد نماید (9).

این بی­توجهی روستاها را به لحاظ شکل کالبدی به فضاهای بی­روح و نامأنوسی از نظر زیستی مبدل می­نماید. چنین فضایی، از نظر سکونت انسان­ها، مطلوبیت چندانی ندارد. لزوم ایجاد محیطی مناسب از نظر زیستی برای جامعه روستایی، علاوه بر ایجاد امکانات و خدمات مورد نیاز روستاییان، تأمین کارکرد و درآمد از طریق سرمایه­گذاری­های تولیدی در بخش­های مختلف اقتصادی ضرورت دارد. زیرا، توسعه روستایی دیگر صرفاً به معنای توسعه کشاورزی نیست، بلکه طیف وسیعی از فعالیت­های گوناگون و بسیج انسانی را شامل می­شود که مردم را به ایستادن روی پای خود و از میان برداشتن ناتوانی­های ساختاری قادر می­سازد (10).

بررسی تنگناها و مشکلات زیستی روستاهای مورد مطالعه این تحقیق (آغلان، بیوران علیا، شلماش، کانی زرد، موسالان ورده، واوان و ورگل) نشان می­دهد که روستاهای کوهستانی مستقر در این شهرستان با مشکلات شدید کمبود اراضی هموار برای انواع ساخت و ساز و به ویژه در بخش مسکن روستاییان مواجه بوده و مشکلات بسیاری را برای این روستاها به وجود آورده است. بخش عمده­ای از جمعیت روستاهای شهرستان سردشت، با توجه به شرایط طبیعی آن، در فضاهای جغرافیایی معینی مانند: درّه­ها، کوه­ها و کوهپایه­ها متمرکز شده است. چنین فضاهای زیستی (روستاهای مناطق کوهستانی) نه تنها تنگناها و محدودیت­هایی را برای توسعه روستاها به بار می­آورد، بلکه سد راه فعالیت­های اقتصادی– اجتماعی روستاهای مذکور نیز گردیده و لزوم تحقیق و بررسی در این زمینه را ضروری ساخته است. بنابراین هدف این تحقیق تحلیل عـوامل مؤثر بر سکـونتگاه­های زیستــی روستایــی در شهرستان سردشت است و درصدد پاسخگویی به پرسش­های زیر می­باشد: آیا بین کوهستانی بودن و تنگناهای زیستی در شهرستان سردشت رابطه وجود دارد؟ عوامل محیطی و شرایط زیستی سخت، چه تاثیری بر روستاییان منطقه گذاشته است؟ 

مبانی نظری

ارزیابی به معنی سنجش ارزش یک پروژه یا برنامه، پیش از تصویب یا اجرای آن است و با ارزشمندی یک پروژه پیشنهادی برای سرمایه­گذاری ارتباط دارد. ارزیابی به معنی امکان­پذیری طرح­ها و پروژه­ها به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی و یا سنجش گزینه­ها و طراحی و برنامه­ریزی از جنبه­های مختلف و انتخاب گزینه­ی مطلوب به کار می­رود. با توجه به این­که ارزشیابی به معنی سنجش ارزش یک پروژه در ضمن و یا پس از اجرای آن است. بنابراین گاهی اوقات ارزیابی و ارزشیابی پیش از اجراء بر هم منطبق هستند (5). زیست­پذیری مفهومی چند بعدی است که گاه با مفاهیم کیفیت زندگی، رفاه و رضایت­مندی از شرایط زندگی دارای همپوشانی­های بسیاری است و جنبه­های مختلفی نظیر مسائل مادی و غیر مادی را در بر می­گیرد (11). بنابراین به مکانی قابل زیست اطلاق می­شود که شرایط خوب مادی، اجتماعی، روانی و پیشرفت شخصی همه­ی ساکنان در آن فراهم باشد. در روستاهای قابل زیست زمینه­های همیاری، مشارکت در تصمیم­گیری و تصمیم­سازی­ها بالا است. هم­چنین امکانات و خدمات استاندارد برای زندگی در این گونه روستاها فراهم است (12). بر­این­اساس شاخص کیفیت زیست­پذیری یک محیط یا فضا تحت تأثیر عوامل بسیاری کاهش یافته و زمینه­ی ناپایداری­های فضایی را برای سکونتگاه‌های انسانی آن فراهم می­آورد. به عبارتی زیست­پذیری سکونتگاه به نوعی می­تواند بیان­گر پایداری آن سکونتگاه باشد که با آثار و پیامدهای منفی ناشی از مخاطرات محیطی کاهش می­یابد. مخاطرات محیطی با منشأ مختلف یکی از علل مهم کاهش زیست­پذیری سکونتگاه­ها است. به ویژه در نواحی روستایی که آسیب­پذیری بالای ابعاد کالبدی، اقتصادی و اجتماعی این علل، زمینه­ی بروز ناپایداری را توسعه داده است، وقوع مخاطرات با پیامدهای بی­شمار خود سبب کاهش کیفیت زیست­پذیری سکونتگاه­های روستایی می­گردند. بدیهی است که سکونتگاه­های روستایی در سرتاسر جهان با مشکلات و مسائل عدیده و متفاوتی دست به گریبان هستند؛ زیرا اصولاً همه­ی مناطق طبیعی زمین برای استقرار سکونتگاه­های روستایی مناسب نیستند و بیش­تر روستاها در معرض تهدید جدی عوامل مختلف طبیعی و ژئومورفولوژیکی قرار دارند (13) که این پایداری و ناپایداری­ها خود سبب آسیب­پذیری روستاها در برخی از ابعاد نظیر کالبدی، اقتصادی، کشاورزی و اجتماعی شده و توانایی انطباق با این شرایط به نوعی گویای مقیاس انعطاف­پذیری اجتماعات روستایی است. به عبارت دیگر بهتر بودن شرایط زیست در محیط (اعم از محیط کالبدی و غیرکالبدی) سکونتگاه­های انسانی، زمینه­ساز تقویت توانایی­ها، عزت نفس و اعتماد به نفس در بین مردم اجتماعات محلی می­گردد. زندگی امروز بنا به علت­های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و محیطی با چالش­های گسترده­ای مواجه است که تقاضای مردم را برای برخورداری از محیط مناسب و با کیفیت­تر، در همه­ی ابعاد، شکل می­دهد. جامعه­ی فراگیر با اقتصاد پویا، رعایت عدالت اجتماعی، فرهنگی استوار و در عین حال متنوع، توسعه­ی پایدار و محیط امن برای همه از خواسته­های عمومی شهروندان است (14). بنابراین به مکانی قابل زیست اطلاق می­شود که شرایط خوب مادی، اجتماعی، روانی و پیشرفت شخصی همه­ی ساکنان در آن فراهم باشد. در تقسیم­بندی توسعه از نظر پایداری دو مفهوم توسعه پایدار و ناپایدار مطرح است که در برخورد اولیه با این مفهوم، توسعه پایدار آن نوع از توسعه است که بهره­برداری از منابع قابل تجدید را مد نظر داشته باشد. توسعه ناپایدار نیز هنگامی بروز خواهد کرد که بهره­برداری از منابع غیرقابل تجدید در اولویت باشد که نهایتاً منجر به تخلیه منابع شده و جایگزینی برای آن­ها اندیشیده نشود (15).

منظور از توسعه پایدار تنها حفاظت از محیط زیست نیست بلکه مفهومی جدید از توسعه اقتصادی و اجتماعی است، توسعه­ای که عدالت و امکانات زندگی را برای تمامی جهان مد نظر قرار می­دهد (16). توسعه پایدار روستایی عبارت است از توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی و وحدت میان این ابعاد به منظور بالا بردن سطح معیشت و رفاه مردم روستایی (17). هرگاه روند تحول و تکامل سازمان فضایی سکونتگاه­ها و عوامل مؤثر در آن، تحت تأثیر نیروها و روندهای درونی و بیرونی از لحاظ زمانی در تقابل با یکدیگر و شرایط مکانی، قرار گیرند، در نظام و عملکرد این سازمان نابسامانی­هایی به وجود می­آید که منجر به ناپایداری سکونتگاه­های روستایی می­شود. در چنین شرایطی دخالت در نظام سکونتگاهی به منظور پایدار نمودن و بهینه­سازی آن ضروری است (18). در مورد زندگی و الگوهای زیست روستایی نظرهای مختلفی بر اساس دیدگاه­های متفاوت صاحب­نظران عرضه شده که هر کدام یک یا چند بعد از ابعاد آن را از زاویه نگرش خاص خود بررسی کرده­اند:

عنابستانی (2011) در مقاله­ای نقش عوامل طبیعی در پایداری سکونتگاه­های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان سبزوار) را نوشته است. نتایج نشان می­دهد که پیدایش سکونتگاه­های بشری و به ویژه روستاها بر پایه­ی عوامل طبیعی مانند آب و خاک مناسب استوار بوده است. با توجه به یافته­های پژوهش، راهکارهای اجرایی برای تداوم پایداری سکونتگاه­های روستایی شامل بهره­برداری بهینه از منابع آب و خاک، تقویت بنیان­های اقتصاد روستایی، مدیریت اراضی کشاورزی، تعیین الگوی کشت و اصلاح الگوی مصرف آب کشاورزی پیشنهاد شده است (19).

اجتماعی و دیگران (1393) پژوهشی با عنوان سنجش پایداری سکونتگاه­های روستایی (مطالعه موردی: سکونتگاه­های روستایی فیروز آباد فارس) با استفاده از شاخص­های وزنی و تحلیل فضایی را انجام داده­اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بعد زیست محیطی با 44 درصد بیش­ترین تأثیر را بر روی سکونتگاه‌های روستایی فیروزآباد داشته است. همچنین تحلیل فضایی نشان­دهنده این است که روستاهایی که از ناپایداری بیش­تری برخوردار بوده­اند به سمت حاشیه دشت کشیده شده­اند (4).

مطیعی لنگرودی (1385) مقاله­ای را با عنوان ارزیابی تنگناهای توسعه­ی فیزیکی- سکونتی در روستاهای درّه­ای غرب شهرستان مشهد انجام داده است؛ مطالعات انجام شده روی 200 خانوار نمونه در این روستاها نشان می­دهد که تنگناهای فیزیکی موجود (ناهمواری و شیب تند اراضی) سبب مهاجرت و کم جمعیتی روستاهای دره­ای مورد مطالعه گردیده و بعضی از روستاها در حال تخلیه جعیت می­باشند (6).

کاظمی­پور (1374) در تبیین علل مهاجرت روستاییان به شهر تهران می­گوید: «از آن­جا که نیازهای اجتماعی افراد در محیط­های روستایی برآورده نمی­شود و در تعدادی از شهرها پاسخ مناسبی برای آن­ها وجود دارد، نوعی عدم تعادل میان جوامع روستایی و شهری ایجاد می­شود و روستاییان برای ارضای نیازهای خود مهاجرت می­کنند» (21). شیوه­ی تحقیق در تنگناها و مشکلات زیستی روستاییان بر مبنای تبیین حرکت در جهت بهبود وضع زندگی و حیات در این مناطق است. ورود به مباحث تنگناهای زیستی روستاییان و پیشرفت و کنکاش در این خصوص و مشکلات آن، مستلزم انتخاب روش مناسب با موضوع و پیچیدگی آن مسائل و علوم مربوط به آن است. مشکلات شدید زیستی در روستاهای مناطق کوهستانی، تصمیم به مهاجرت را برای ساکنان آن­ها قوت بخشیده و کم جمعیتی و تخلیه این روستاها با شدت بیش­تری عملی کرده است. اصولاً توجه به ابعاد شاخص­های پایداری به منظور سطح­بندی سکونتگاه­ها همراه با شناسایی وجوه اصلی ناپایداری می­تواند مرحله آغازین آسیب­شناسی روستایی و طرح­ریزی­های اساسی، جهت دستیابی سلسله مراتبی از سکونتگاه­های روستایی با پیوند و کارکرد مطلوب باشد (22). شاخص­ها به عنوان واژه­های دارای مفهوم ضمنی، وسیله­ای هستند که ارزیابی پیشرفت­های آینده را فراهم می­آورند و از طرفی دیگر، مقصد و هدف را بیان می­کنند (23). جدول 1، ابعاد و شاخص­های پایداری در مناطق روستایی مورد مطالعه را نشان می­دهد.


 

جدول 1- ابعاد و شاخص­های پایداری در مناطق روستایی مورد مطالعه

Table 1- Dimensions and indicators of sustainability in villages studied

ابعاد پایـداری و اعتبار

بعد اجتماعـی

بعد کالبـدی

بعد اقتصـادی

بعد زیست محیطـی

شاخص ها

رضایت از زندگی

دسترسی به آب شرب

چشم­انداز زیبای طبیعی

کیفیت سلامت و امنیت

کیفیت اوقات فراغت

کیفیت آموزشی

مسکن با دوام

فاصله مناسب از شهر

میزان سرانه مسکن

معمار و نوع مصالح

کیفیت زیرساخت­ها

کیفیت محیط مسکونی

سطح زیر کشت

هزینه کم مصالح

میزان دسترسی به آب

راه­های ارتباطی و معابر

اشتغال و درآمد

وضع مهاجرت

کمیت و تنوع منابع آب در روستا

درصد تغییرات پوشش گیاهی

مواد  غذایی سالم و بهداشتی

کیفیت محیطی

سرانه بهداشتی

آلفای کــرونباخ (78/0)

78/0

77/0

79/0

80/0

 


روش بررسی


1- مروی اجمالی بر منطقه مورد مطالعه

شهرستان سردشت دارای موقعیت 45 درجه و 32 دقیقه طول شرقی از نصف­النهار گرینویج و 36 درجه و 9 دقیقه و 15 ثانیه شمالی از عرض جغرافیایی می­باشد.

این شهرستان با وسعتی بالغ بر 1411 کیلومتر در جنوب غربی استان آذربایجان غربی واقع شده است.

ارتفاع شهرستان سردشت از سطح دریا ۱۷۸۹ متر است که از شمال­غربی به شهرستان پیرانشهر، از جنوب به استان کردستان و عراق، از غرب به کشور عراق، از شمال شرقی به شهرستان مهاباد و از شرق به شهرستان بوکان منتهی می­شود و 96 کیلومتر با کشور عراق مرز مشترک دارد.

 بر اساس سرشماری سال 1395 این شهرستان دارای 849/118 نفر جمعیت می­باشد. از این تعداد حدود 35/57 درصد از آن در شهر و 46/42 درصد آن در مناطق روستایی زندگی می­کنند (24).

 مشخصات روستاهای نمونه شهرستان سردشت در جدول 2 آمده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول  2- مشخصات روستاهای مورد مطالعه شهـرستان سـردشت

Table 2- Specifications in villages studied, the city of Sardasht

ردیف

نام آبادی

دهستان

وضعیت طبیعی

1365

1375

1385

تعداد جمعیت

تعداد خانوار

تعداد جمعیت

تعداد خانوار

تعداد جمعیت

تعداد خانوار

1

بژوه (اسلام آباد)

آلان

کوهستانی

1181

205

957

171

942

176

2

بیطوش

آلان

کوهستانی

871

159

654

125

817

179

3

بانو

بریاجی

کوهستانی

138

19

134

22

109

24

4

باغی

باسک کوله­سه

کوهستانی

181

29

314

53

306

52

5

بیوران علیا

بریاجی

کوهستانی

667

108

688

110

517

119

6

بناویله کوچک

باسک کوله­سه

کوهستانی

367

52

373

62

360

67

7

بناویله بزرگ

باسک کوله­سه

کوهستانی

376

54

309

43

214

40

8

بریسو

باسک کوله­سه

کوهستانی

320

50

390

50

367

61

9

بانه زیر

باسک کوله­سه

کوهستانی

416

64

52

371

291

48

10

خره آغل

بریاجی

کوهستانی

75

14

8

53

23

6

11

دارساوین

باسک کوله­سه

کوهستانی

263

46

208

35

149

33

12

دوله گرم

بریاجی

کوهستانی

421

72

364

70

392

89

13

ژاژوکه

بریاجی

کوهستانی

164

25

170

25

159

28

14

زوران

بریاجی

کوهستانی

477

81

543

91

595

105

15

زره مرگ

باسک کوله­سه

کوهستانی

243

39

218

33

99

20

16

شلماش

باسک کوله­سه

کوهستانی

611

94

466

77

457

79

17

بالان

گورک

کوهستانی

155

28

21

145

158

29

18

سنجوه

آلان

کوهستانی

464

84

398

69

448

90

19

قازان

بریاجی

کوهستانی

98

16

61

12

33

11

20

قلته

باسک کوله­سه

کوهستانی

513

102

223

38

271

51

مأخذ: مرکز آمار ایران 1385.

 

 

شکل 1- موقعیت جغرافیایی روستاهای مورد مطالعه شهرستان سردشت مأخذ: (24)

Figure 1- Geographical location villages studied city of Sardasht. Source: (24)


مواد و روش­ها

 

روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است. بررسی مطالعات میدانی و روش ارزیابی بر اساس شاخص­های کمی و پرسشنامه­ای می­باشد. برای تدوین پرسشنامه، منابع موجود در بخش نظری بررسی و سؤالات و گویه­های مناسب سنجش متغیرها انتخاب گردید. جامعه­ی آماری پژوهش، 4812 خانوار از روستاهای بالای 50 خانوار شهرستان سردشت تشکیل می­دهد و حجم نمونه آماری این تحقیق به دلیل گستردگی منطقه و تعداد زیاد خانوارها، از روش خوشه­ای مکانی و به شیوه­ی تصادفی 1025 خانوار بهره­بردار از 20 روستای مورد مطالعه­ی این پژوهش انتخاب گردید. جهت گردآوری داده­های موردنظر، پرسشنامه­ای در چند بخش شامل ویژگی­های فردی، اجتماعی و خصوصاً اقتصادی تنظیم گردید. تعیین روایی پرسشنامه با نظر متخصصان و اساتید رشته­ی برنامه­ریزی روستایی تأیید و برای پایایی پرسشنامه، 200 مورد توسط روستاییان تکمیل و ضریب پایایی آن نیز از روش آلفای کرونباخ (78%) به دست آمد که از بُعد آماری قابل قبول و برای تحقیق حاضر ضریب پایایی مناسبی بود. سرانجام با اطمینان از پایایی و اعتبار محتوایی پرسشنامه، نسبت به تکمیل آن از سوی نمونه­ی مورد نظر اقدام شد.

ترکیب شاخص­های کمی و کیفی و شدت پایداری با استفاده از روش استانداردسازی شاخص­ها در مقیاس طیف لیکرت در پنج طبقه (خیلی کم: (1)، کم (2)، متوسط (3)، زیاد (4)، و خیلی زیاد (5)) صورت گرفته است. بر اساس آزمون تک نمونه­ای عدد3 به عنوان میانه نظری شاخص­ها انتخاب و در نهایت اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS for/winver.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، در تحلیل داده­ها برای دست­یابی به آزمون فرضیه­های تحقیق، از آماره­های توصیفی و استنباطی استفاده شده است.

 


 

یافته­ها


الگوهای زیستی روستاییان

الف) مسکن روستایی

مسکن روستایی بر خلاف مسکن شهری فقط محل سکونت و استراحت خانواده نیست، بلکه براساس اقلیم و الگوی معیشت خانواده شکل می­گیرد. از این رو شناخت وضع موجود مسکن، اولین و حیاتی­ترین رویکرد در فرآیند طراحی معماری روستایی به شمار می­رود (25). بافت روستایی متشکل از مجموعه عناصر موجود در روستا می­باشد. عناصری هم­چون خانه­های مسکونی، اماکن عمومی و روابط بین آن­ها. جهت بررسی بافت روستا باید عوامل متعددی مورد بررسی قرار گیرد (26). بررسی سکونتگاه­های انسانی روستا متاثر از عوامل معیشتی، بوم زندگی و شیوه سکونت امکان­پذیر است. آن­چه در این زمینه مهم جلوه می­شود نحوه معیشت و سنت سکونت است. آن­جا که معیشت خانواده روستایی بر مبنای کشاورزی استوار باشد شکل کالبد آن در مسکن، در نحوه قرارگیری فضاها و ارتباطات و هم­چنین تعداد اتاق­ها و انبارها تجلی می­کند و در این صورت سطح بیش­تری از خانه و موقعیت آن نیز در این رابطه تعیین کننده است و هم­چنین مواردی که معیشت خانواده بر محور دامداری استوار است فضای سکونتی از دو نوع فضای دامی و انسانی تشکیل می­یابد (27). از مسائل عمده روستاها نابسامانی وضع کالبدی و کیفیت نامناسب مساکن روستایی است. شکل مساکن روستایی با توجه به قدمت طولانی بعضی روستاها به صورت ترکیبی از دو بافت قدیمی و نو می­باشد که این دو بافت در کنار هم قرار گرفته­اند (28). مسکن به عنوان یکی از شاخص­های مهم توسعه دارای ابعاد مختلف اقتصادی، معیشتی، اجتماعی و فرهنگی است. مسکن مناسب ضمن تأمین نیازهای فردی و اجتماعی، باعث بهبود کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی می­شود و در واقع مفهومی فراتر از سرپناه دارد. در روستاها به علت بی­توجهی به شاخص­های کمی و کیفی مسکن و هم­چنین در دسترس بودن زمین برای ساخت مسکن، مشکلات موجود در این بخش کم­تر مورد توجه قرار گرفته است. بررسی­های انجام شده در روستاهای جهان نشان دهنده تنوع ساخت و به کارگیری راه حل­های مختلف به منظور پاسخگویی و فائق آمدن بر مسائل و مشکلاتی است که یک مسکن به طور طبیعی با آن­ها رو به روست (29). عمده­ترین عامل در شکل­گیری خانه­ها در روستاهای کوهستانی و درّه­ای عامل زیست محیطی و طبیعی است. استقرار این روستاها در جوار کوهستان­ها موجب پیروی معماری محلی از شیوه­های ساخت­و­ساز ویژه شده است؛ از جمله گرایش غالب در ساخت مسکن پلکانی و ارتفاعی بسیار مشهود می­باشد (30). یکی از مشکلات اساسی در روستاهای کوهستانی، تأمین فضای کافی برای ساخت­وسازها به ویژه مسکن روستایی است. این قسمت از بررسی، حاصل یافته­های مربوط به مسکن و فرهنگ سکونت و نتیجه مشاهدات، مصاحبه­ها و تکنیک­ها و روش­های لازم برای جمع­آوری اطلاعات در روستاهای نمونه است.

1-­ ساختار مسکن و تنگناهای آن

آن­چه به طور غالب، کالبد و روح حاکم بر خانه­های روستایی را در منطقه مورد مطالعه تحت تأثیر قرار می­دهد، عبارت است از شیوه­ی ساخت واحدهای مسکونی از گذشته تاکنون، سنت، فرهنگ و محیط طبیعی. روستاهای مورد مطالعه در منطقه­ای واقع شده­اند که بیش­تر به صورت تپه ماهوری بوده، حتی خود شهر سردشت نیز بر روی کوه (گرده­سور) و تپه­ای بلند و ناهموار واقع شده و از اطراف به کوه­های بلند قندیل ختم می­شود. بنابراین در این مناطق با افزایش ارتفاع از سطح زمین توسعه خانه­سازی نیز کند و یا تقریباً متوقف می­شود.

روستاهای مستقر در نواحی کوهستانی شهرستان سردشت اکثراً به حالت متمرکز شکل گرفته­اند و از پراکندگی و دیگر اشکال روستاها کم­تر به چشم می­خورد. بیش از 95% روستاها از چنین حالتی برخوردار هستند و از نمونه­هایی که خانه­ها در باغات و مزارع کشاورزی (تک خانه­ای) ساخته شده باشند بسیار کم است و یا اصلاً وجود ندارد. توجه به فضاهای روستایی در جهت تأمین امکانات کافی برای جمعیت ساکن در آن از الزامات برنامه­ریزی در این روستاها است. بین روستاهای این شهرستان، روستاهای کوهستانی مورد مطالعه این تحقیق به دلیل تنگناهای فیزیکی به ویژه کمبود اراضی هموار برای فضای مسکونی و تأسیساتی، در ردیف روستاهای مسئله­دار شهرستان می­باشند. این روستاها در ارتباط هر چند کم­تر با شهرهای دور و نزدیک، نه تنها در ساخت و ساز مسکن خود تحت تأثیر شهر قرار نگرفته­اند، بلکه ساختار خانوادگی(70% درصد) و به تبع آن فرهنگ و زیست روستاها بیش­تر در این ساخت­وسازها تأثیر­گذار بوده است.

هم­چنین در روستاهای مورد مطالعه به لحاظ محدودیت فضا و شیب اراضی، مشکلات زیست محیطی بسیاری مشاهده می­شود؛ زیرا محدود بودن فضا و شیب تند، شبکه فاضلاب و آب­رسانی را با مشکل جدی مواجه ساخته و مردم روستاها مجبور شده­اند که چاه­های فاضلاب خود را در فواصل اندک از خانه­های خود حفر کنند که مشکلات بهداشتی و انواع عفونت­ها را موجب می­شود. با توجه به موارد گفته شده، علاوه بر این که ساخت فضای مسکونی در منطقه مورد مطالعه ارتباط تنگاتنگی با عوامل و شرایط جغرافیایی و وضعیت آب و هوایی دارد بدان نحو که با توجه به این شرایط شکل ویژه­ای به خود می­گیرد. وضعیت آب و هوایی منطقه سردسیر سردشت موجب شده تا خانه­های روستایی مورد مطالعه غالباً در دامنه شیب تپه­ها و یا در دو سوی درّه­ای عمیق یا کم عمق بنا شوند که ساخت آن­ها ناشی از چند عامل می­باشد و مهم­ترین آن تابش نور خورشید است. از این رو و با توجه به آن­چه گفته شد، خانه­ها در روستاهای مورد مطالعه، هم­چون سایر روستاهای کوهستانی، به واسطه عوامل خاصی مانند وضعیت توپوگرافی زمین، اراضی ناهموار، سنت زیست و همجواری در یک مکان تجمع یافته­اند و دارای بافتی فشرده و متراکم هستند.

2- معماری خانه­های روستاهای کوهستانی

ساخت و ساز خانه­های روستایی به تناسب موقعیت آب و هوایی حاکم بر هر منطقه و نیز جنس خاک و در واقع شرایط زیست محیطی به صورت­های مختلف شکل می­گیرند و این شکل­گیری همواره با زندگی اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی موجود در آن عجین است.

وضعیت خاص جغرافیایی منطقه مورد مطالعه موجب پیدایش شیوه­های متفاوت ساخت مسکن شده است. با توجه به کوهستانی بودن و توپوگرافی خاص منطقه، تیپ غالب مساکن روستایی منطقه­ی مذکور متراکم و فشرده می­باشد. عامل اصلی در متراکم بودن تیپ مساکن منطقه، شیب زیاد و کمبود زمین می­باشد؛ هم­چنین بافت مساکن این منطقه با ساختاری منحصر بفرد جزء معماری اصیل و بومی منطقه محسوب می­شوند.

بسیاری از بناهای روستایی مورد مطالعه در گذشته و نیز تعداد اندکی در سال­های اخیر ساخته شده­اند. خانه­ها عموماً (83 درصد) دارای قدمتی بیش از سه دهه هستند که این مشکلات تعمیر و بازسازی مسکن را برای اهالی روستاها در پی دارد. در این مناطق عموماً پشت بام­های خانه متناسب با مقتضیات آب و هوایی مسطح می­باشند این حالت در حدود 100% خانه­های قدیمی و سنتی را در بر می­گیرد که می­توان آن را جلوه­ای از انطباق با شرایط اقلیمی پر برف این ناحیه در گذشته و حال دانست. مصالح مورد استفاده در سقف این خانه­ها بیش­تر از مصالح بومی استفاده شده که در کلیه روستاهای مورد مطالعه بیش از 80% از تیرهای چوبی، گِل و کاه، سنگ و گِل استفاده شده است. نمای اکثر خانه­ها سنگ و گِل است و از مصالح جدید امروزی کم­تر استفاده شده است. در اکثر ساختمان­ها وجود برهیوان (یا بانی­ژن) که اکثراً آن را با برگ گیاهان و درختان جهت سایه در فصل تابستان می­سازند برای فراغت روستاییان مورد استفاده قرار می­گیرد. 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3- مصالح به کار رفته در ساختمان­های مسکونی روستاهای مورد مطالعه شهرستان سردشت(درصد)

Table 3- Materials used in residential buildings, villages studied, the city of Sardasht (percent)

نام آبادی

نوع مصالح روستایی

بافت فرسوده

نیمه فرسوده

غیر فرسوده (بادوام)

بژوه (اسلام آباد)

54/32

26/78

18/9

بیطوش

58/14

29/74

12/12

بانو

46/46

20/69

32/85

باغی

52/63

35/25

12/12

بیوران علیا

38/39

14.43

47/18

بناویله کوچک

61/82

28.1

10/08

بناویله بزرگ

58/61

30.11

11/28

بریسو

49/25

33/6

17/15

بانه زیر

44/07

34/34

21/59

خره آغل

51/51

24/6

23/89

دارساوین

38/68

34/66

26/66

دوله گرم

63/99

29/78

6/23

ژاژوکه

54/69

30/33

14/98

زوران

64/32

22/28

13/4

زره مرگ

3/85

12/35

83/8

شلماش

53/76

26/35

19/89

بالان

52/34

25/25

22/41

سنجوه

61/54

30/13

8/33

قازان

60/38

31/48

8/14

قلته

38/39

14/43

47/18

میانگین

50/36

26/73

22/91

انحراف معیار

13/7

6/85

18/43

ضریب تغییرپذیری

0/27

0/26

0/80

               مأخذ: یافته­های پژوهش

 

 

 

با توجه به جدول شماره 3، استفاده از مصالح بادوام (91/22 درصد) و نیمه فرسوده (73/26 درصد) در روستاهای مورد مطالعه بسیار کم است که نبود راه مناسب، مشکلات جاده و خطرات آن عامل اصلی چنین موردی است. اهالی روستا سعی کرده­اند که بیش­تر مصالح خود را از محیط گرفته و در دل کوه­ها به تأمین سنگ­های بزرگ و زیربنای ساختمان­ها که اغلب با اسب و دیگر حیوانات باری به محل آورده می­شده است، اقدام کنند. فضابندی تمام خانه­ها تقریباً شبیه به هم است با این تفاوت خانوارهایی که در گذشته یا حال اقدام به صنایع دستی کرده­اند اتاق یا مکانی را برای کارهای صنعتی (فرش بافی و قالی) اختصاص داده و از آن برای تأمین معاش خانواده استفاده کرده­اند. به غیر از اتاق­هایی که فضای خور و خواب و پذیرایی از مهمانان، حیوانات و غیره را می­سازند، فضاهایی را نیز برای کارکردهای دیگر یک مسکن روستایی وجود دارند. یکی از این فضاها، محل پخت نان است. این مکان اتاقکی سرپوشیده طراحی شده که به وسیله یک در، می­توان به آن راه یافت. درون این اتاق، تنور که در زیر زمین کنده شده قرار دارد که دارای روزنه­ای یا سوراخی از زیر زمین به خارج اتاقک است. معمولاً در هر روستا دو یا سه تنور جهت پخت نان وجود دارد. مصالح ساخت این اتاقک نیز مانند سایر اجزای ساختمان از مصالح موجود در محل یعنی خشت، گِل، چوب و سنگ و خاشاک تهیه می­شود. با این تفاصیل خانه­های روستایی مورد مطالعه گاه از تماشایی­ترین جلوه­های فرهنگ روستایی برخوردارند. واحدهای مسکونی از نظر اراضی و فضای اشغال شده اکثراً کوچک و بدون حیاط هستند که این فضا با توجه به نتایج تحقیقات 50 تا 80 متر بوده است. واحدهای مسکونی روستاهای مورد مطالعه اکثراً دارای یک هال، آشپزخانه و اتاق مهمان و راهرو می­باشد. غالب خانه­های این مناطق دارای همکف و یک طبقه هستند که طبقه همکف آن بیش­تر جهت تامین علوفه و دام حیوانات استفاده می­شود. دیوارهایی که اتاق­ها را از هم جدا می­کند نیز مانند دیوارهای بیرونی خیلی پهن است و این مشکل بسیار جدی در واحدهای مسکونی این مناطق است که اندازه اتاق­ها را کوچک کرده و شکل بسیار بدی به نمای داخلی آن داده است.

ب) راه­های ارتباطی و معابـر

یکی از مشکلات عمده و اصلی در روستاهای کوهستانی این مناطق، راه­های ارتباطی و شبکه معابر جهت حمل و نقل کالا و عبور و مرور جمعیت و اهالی روستا می­باشد.

این روستاها به واسطه شکل­گیری اولیه و توسعه­ی ساخت و سازهای مسکونی فاقد معابر و کوچه­های محاسبه شده و هندسی منظم هستند. به عبارتی دیگر، معابر در روستاهای مورد مطالعه، از وضعیت استقرار در واحد­های مسکونی، عوارض طبیعی، وضعیت توپوگرافی و شیب زمین تبعیت می­کنند. عدم تناسب در شکل­گیری دقیق معابر و کوچه­ها در بافت روستایی، مشکلات بسیاری را برای مردم این مناطق فراهم آورده است. کوچه­ها و معابر روستاها اغلب عرضی کم­تر از 5/1 متر دارند و از 2 متر تجاوز نمی­کند. تقریباً کلیه معابر و کوچه­ها خاکی بوده و در بعضی کوچه­ها اهالی روستا اقدام به سیمان و آسفالت کوچه­ها کرده­اند. استقرار واحدهای مسکونی روستایی این پژوهش بر روی دامنه­ها و تپه­ها، شیب­های شدیدی را در معابر ایجاد کرده که این عامل در فصل زمستان با ریزش برف و باران و بروز یخبندان تشدید می­شود و خطرات زیادی را در پی دارد. بیش­تر کوچه­ها و معابر در گذشته برای عبور چارپایان ساخته شده که امروزه با توجه به رواج استفاده از ماشین، رفت و آمد با مشکلات بسیاری همراه است و وسایل نقلیه به داخل کوچه­ها و معابر آن راه ندارد که این نیز هزینه­های جابه­جایی وسایل از جمله سوخت، مصالح مورد نیاز ساختمان و دیگر لوازم خانگی را با مشکلات عدیده­ای روبه­رو ساخته است. استقرار این روستاها در دره­های کم عمق و عمیق، فواصل زیاد آن­ها از نقاط شهری با جاده­های پر پیچ و خم زیاد، خاکی و شوسه بودن و سراشیبی جاده­ها از دیگر مشکلات راه­های ارتباطی این مناطق به شمار می­رود.

ج) الگوهای مصرف مـواد غذایـی

یکی از عواملی که در تأمین غذای این روستاها اهمیت فراوان دارد عامل اقتصادی است. به عنوان مثال افزایش یا کاهش درآمد خانوارها در نحوه و نوع خوراک تأثیر می­گذارد. اکثر خانوارهای مورد مطالعه این پژوهش بیش­ترین غذای مصرفی خود را در درجه اول از محصولات کشاورزی و تهیه لبنیات دامداری و همچنین از مبادلات مرزی به­دست می­آورند که این موضوع بستگی بسیار زیادی به عوامل طبیعی آن منطقه دارد. عامل ­محیطی بر چگونگی و نوع خوراک مؤثرند در فصل تابستان خانوارهایی که اندک زمین زراعی دارند با تهیه مایحتاج اولیه از آن استفاده می­کنند ولی مشکلات شدید غذا در فصل زمستان آن­ها را وادار به استفاده از امکانات شهری و خرید از آن می­نماید. در نواحی کوهستانی بیش­تر از 4 یا 5 ماه کار کشت و زرع را نمی­توان انجام داد و همین امر مشکلات زیادی را برای روستاییان به وجود آورده است.

البته در این بین روستاییان با شروع فصل بهار و سرسبزی منطقه که در این فصل جلوه و چشم انداز خاصی دارد گیاهان خوراکی مثل گلاخه، برگ مو، گیاه برژیوه، کنگر، منده و غیره غذاهای خود را تهیه می­کنند. در  این موقع از سال غذای بیش­تر روستاییان این مناطق را همین گیاهان فصل بهار تشکیل می­دهد. الگوهای فرهنگ نیز عامل دیگری است که در چگونگی تغذیه انسان (به عنوان یکی از اساسی­ترین نیازهای زیستی) نقش مؤثری را ایفا می­کند. شیوه­های مختلف پخت و پز و نیز انواع ابزارها و ابداعات فنی و تکنیکی مشخص کننده درجات پیچیدگی و تنوعات فرهنگی است. این روستاها با توجه به فرهنگ و سنت خود غذاهای خود را با همان وسایل قدیمی درست می­کنند بیش­تر خانواده­ها جایی مخصوص را برای پخت غذا ساخته و از سوخت­های فسیلی (نفت و چوب) برای پخت و پز استفاده می­کنند. در روستاهای مورد مطالعه این پژوهش، با توجه به مصاحبه­های انجام شده توسط نگارنده، عواملی هم­چون فقدان مالی، سرپناه­های ساخته شده از چوب­، گِل، سنگ و شاخه­های گیاهان و غیره وسایل آشپزی ساده، توالت غیر بهداشتی، بهره­وری پایین زمین­های کشاورزی (به علت قطعات کوچک و سنگلاخی)، نیروی کار به عنوان تنها ابزار کار، ساعات زیاد کار در مورد زنان و کودکان با کارایی بسیار کم و درآمد ناچیز و یک زندگی بخور و نمیر و ... از معرف­های نامساعد و فقر در این مناطق محسوب می­شوند که مشکلات بسیاری را برای اهالی این مناطق به وجود آورده است. مشکلات راه و جاده نیز به نوبه خود در ارتباط روستاییان با دنیای خارج از آن بی­ارتباط نیست. بی­سوادی، عدم حضور بچه­ها در مدارس به خاطر مهاجرت به دیگر شهرها و کار بر روی کوره­های آجرپزی، باغبانی، مزارع­های بزرگ کشت و صنعت در شهرهای ایران موجب عدم تأمین امکانات کافی برای فرزندان شده و آن­ها را از درس خواندن و دیگر امکانات آموزشی و فرهنگی محروم کرده است. از دیگر مشکلات بروز فقر در روستاهای مورد مطالعه، تغییرات آب و هوایی، بروز انواع خشکسالی­ها، قحطی­ها و ناچیز بودن زنجیره­های غذایی به دلیل خشک شدن اراضی، ناچیز بودن سرمایه­های نقدی و آسیب­پذیری بودن به خاطر محیط کوهستانی و ناهموار بودن آن از پیامدهای چنین محیطی می­باشد که این عوامل دست به دست هم داده و شرایط نامساعدی را برای این منطقه به وجود آورده است.

د) الگوهای منابع آبی

یکی از مشکلات عمده منطقه مورد تحقیق، کم آبی و عدم دسترسی به آب سالم است، با توجه به کوهستانی بودن منطقه و محدودیت بودن منابع آب، بهره­برداری آب از این مناطق با هزینه کم امکان­پذیر نبوده و کم آبی و محدودیت آن توأم با مشکلات اداری و مالی در وهله اول قرار دارد. اکثر آب­های این منطقه در عمق درّه­ها و در دامنه­ها واقع شده­اند که همین مسئله بهره­برداری از منابع آب را با مشکل مواجه کرده است و به دلایل شیب زیاد زمین امکان استفاده از آب به زمین­های کشاورزی و دیگر مصارف روستا وجود ندارد. وابستگی شدید روستاییان به آب و نیاز همیشگی به آن، عمده­ترین مشغله و دغدغه فکری روستاییان می­باشد. کمبود و کاهش میزان بارش در سال­های اخیر و توزیع نامتناسب آن، آسیب­های جبران ناپذیری را به روستاییان وارد کرده است. ضرورت بهره­گیری از آب و چشمه­های جاری در این منطقه جهت آبیاری اراضی و کشت محصولات مختلف موجب ابداع و احداث بندها، پل بندها، کانال­ها و نهرهای آبیاری و تونل­های انتقال آب توسط ساکنین این منطقه شده است.کم آبی و استفاده غیر معقول از منابع آب مشکلات جدی و قابل ملاحظه­ای را برای روستاییان و محیط طبیعی آن ایجاد کرده است. این موضوع بهداشت روستاییان، مواد غذایی و سیستم­های محیطی این منطقه را به خطر انداخته است. این در حالی است که رشد تقاضا برای تأمین نیازهای مختلف آبی در سطح این روستاها مرتباً افزایش یافته است. بخش عمده­ای از ساکنین مناطق این روستاها از آب شرب و بهداشت کافی بهره­مند نیستند، ضمن اینکه آنان به طور نسبی برای این منظور هزینه زیادی پرداخت می­کنند. مناطقی که دارای نرخ زاد و ولد بیش­تر و رشد اقتصادی کم­تری هستند، اغلب با کمبود امکانات تأمین آب مواجه هستند. تهیه آب آشامیدنی سالم در شرایط خاص به­ویژه در روستاها و مناطق دور افتاده از اهمیت زیادی برخوردار است. در این روستاها که همواره با مشکلات کمبود توزیع نامناسب نزولات جوی مواجه بوده، توجه ویژه­ای به آب­های زیرزمینی شده است. در سال­های اخیر متوسط بارندگی شهرستان به علت تغییرات آب و هوایی کاهش یافته است و روستاییان از نظر منابع آبی به شدت در تنگنا می­باشند. از طرفی عمده مصرف منابع آب در بخش کشاورزی است. لذا ضروری است با استفاده بهینه، صرفه­جویی و افزایش راندمان آبیاری در مزارع این منطقه به حفظ منابع محدود آب کمک نمود. انتخاب محصولاتی سازگار با اقلیم کوهستانی منطقه و نیاز به کم آبی به­خصوص در شرایط خشکسالی از جمله عوامل بهینه­سازی الگوی مصرف آب در کشاورزی و در سطح روستا می­باشد. کمبود آب از یک سو و عدم مدیریت مناسب در بهره­برداری مؤثر از این منابع از سوی دیگر، از دیگر مشکلات اصلی پیش روی توسعه این روستاها محسوب می­شود.

 

 

جدول 4- توزیع منابع آبی در بخش­های مختلف در مناطق روستایی مورد مطالعه

Table 4- Distribution of water resources in different sectors in villages studied

ردیف

نام آبادی

آب خانگی

نوع منابع آبی شرب

نوع منابع آبی کشاورزی

لوله کشی

عمومی

سطحی

زیرزمینی

سطحی

زیرزمینی

1

بژوه (اسلام آباد)

84/44

15/56

28/01

71/99

77/81

22/19

2

بیطوش

88/27

11/73

21/12

78/88

58/66

41/34

3

بانو

86/62

13/38

24/08

75/92

66/90

33/10

4

باغی

90/83

9/17

16/50

83/50

45/83

54/17

5

بیوران علیا

88/25

11/75

21/15

78/85

58/76

41/24

6

بناویله کوچک

92/69

7/31

13/15

86/85

36/53

63/47

7

بناویله بزرگ

92/17

7/83

14/09

85/91

39/14

60/86

8

بریسو

89/96

10/04

18/06

81/94

50/18

49/82

9

بانه زیر

85/07

14/93

26/87

73/13

74/64

25/36

10

خره آغل

83/60

16/40

29/51

70/49

81/98

18/02

11

دارساوین

90/19

9/81

17/66

82/34

49/06

50/94

12

دوله گرم

88/26

11/74

21/14

78/86

58/71

41/29

13

ژاژوکه

92/11

7/89

14/19

85/81

39/43

60/57

14

زوران

85/41

14/59

26/27

73/73

72/96

27/04

15

زره مرگ

86/79

13/21

23/78

76/22

66/06

33/94

16

شلماش

91/15

8/85

15/93

84/07

44/26

55/74

17

بالان

89/43

10/57

19/02

80/98

52/83

47/17

18

سنجوه

92/17

7/83

14/10

85/90

39/17

60/83

19

قازان

91/82

8/18

14/73

85/27

40/92

59/08

20

قلته

86/25

13/75

24/75

75/25

68/76

31/24

میانگین

88/77

11/23

20/21

79/79

56/13

43/87

انحراف معیار

2/89

2/89

5/21

5/21

14/47

14/46

ضریب تغییرپذیری

0/03

0/29

0/26

0/07

0/26

0/33

مأخذ: یافته­های پژوهش

 

 

 

 

با توجه به جدول شماره 4، توزیع آب برای مصارف خانگی در روستاهای مورد مطالعه­ی به دو دسته آب لوله­کشی و آب شیرهای عمومی تقسیم می­شود. میانگین آب لوله­کشی در این روستاها برابر با 77/88 درصد و آب عمومی برابر با 23/11 درصد می­باشد. نوع منابع آب شرب نیز به دو دسته­ی سطحی و زیرزمینی تقسیم می­شود که میانگین مصارف این منابع آبی در کل روستاها به ترتیب برابر با 21/20 و 79/79 درصد می­باشد که نشان دهنده­ی این واقعیت است که بیش­تر آب شرب این روستاها از منابع آبی زیرزمینی مانند چشمه و قنات تأمین می­شود. همچنین منابع آبی برای تأمین مصارف کشاورزی نیز به دو دسته­ی سطحی و زیرزمینی تقسیم می­شود که در بیش­تر این روستاها برای مصارف کشاورزی از آب­های زیرزمینی استفاده می­کنند. که میانگین استفاده هر یک از آن­ها به ترتیب برابر با 13/56 و 87/43 درصد برای کل روستاها می­باشد.

 

 

جدول 5- بررسی میانگین شاخص­های مورد بررسی از لحاظ ابعاد پایداری و رتبه در روستاهای مورد مطالعه شهرستان سردشت

Table 5- Study of mean values in terms of dimensionally stable and rank in the villages studied the city of Sardasht

روستاها / ابعاد پایداری

اجتماعی

کالبدی

اقتصادی

زیست محیطی

میانگین ابعاد پایداری

شدت پایداری

رتبه

باغی

01/2

48/2

87/2

29/3

66/2

متوسط

5

بالان

59/2

39/2

39/2

95/2

58/2

متوسط

7

بانه زیر

46/2

78/2

44/2

13/3

70/2

متوسط

4

بانو

87/1

42/2

14/2

01/3

36/2

کم

9

بریسو

38/1

72/2

91/2

07/2

27/2

کم

12

بژوه (اسلام آباد)

89/2

97/2

96/2

65/3

12/3

زیاد

1

بناویله بزرگ

93/1

66/2

64/2

01/2

31/2

کم

10

بناویله کوچک

64/1

6/2

95/1

64/2

21/2

کم

14

بیطوش

64/2

36/2

36/2

71/3

77/2

متوسط

3

بیوران علیا

98/2

54/2

05/2

79/3

87/2

متوسط

2

خره آغل

22/1

84/2

68/1

19/2

98/1

خیلی کم

19

دارساوین

36/2

9/2

26/1

25/2

19/2

کم

15

دوله گرم

09/2

96/2

87/1

31/2

31/2

کم

11

زره مرگ

44/1

08/2

17/2

49/2

05/2

خیلی کم

17

زوران

83/1

12/2

68/1

43/2

02/2

خیلی کم

18

ژاژوکه

79/1

09/2

29/1

05/2

81/1

خیلی کم

20

سنجوه

69/2

47/2

49/2

67/2

58/2

متوسط

6

شلماش

68/2

95/1

95/2

55/2

53/2

متوسط

8

قازان

39/2

15/2

58/1

73/2

21/2

کم

13

قلته

78/2

28/1

52/1

79/2

09/2

خیلی کم

16

میانگین پایداری کل

18/2

44/2

16/2

74/2

38/2

-

-

 

 

 

با توجه به جدول 5، نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که روستاهای مورد مطالعه از نظر سطح زیست­پذیری با هم متفاوت هستند و شرایط یکسانی را از نظر زیست­پذیری برای ساکنان خود مهیا نکرده­اند. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که صرف قرار گرفتن در مجاور نقاط شهری و دسترسی به امکانات موجود در شهرها نمی‌تواند متضمن ایجاد و شکل­گیری سکونتگاه‌های روستایی زیست­پذیر با کیفیت زندگی مطلوب باشد. خصوصاً روستاهایی که پیرامون مرزها و نزدیکی به کشور عراق قرار گرفته­اند، به دلیل پذیرا شدن تعداد زیاد مهاجران، معضلات و مشکلات متعدد و متفاوتی را تجربه می‌نمایند که همین امر روی کیفیت زیست در آن­ها تأثیر انکارناپذیری دارد.

نتایج بررسی وضعیت پایداری سکونتگاه‌های روستایی شهرستان سردشت نشان می‌دهد که اکثریت روستاها از لحاظ میزان پایداری در وضعیت نامطلوبی قرار دارند، به طوری که ناپایداری درصد روستاها از متوسط به بالا است و فقط 35 درصد آن­ها بیش­تر از حد متوسط هستند. بعد زیست محیطی با 74/2 درصد بیش­ترین سهم را در این زمینه به عهده داشته است لذا توجه به ابعاد زیست محیطی در این منطقه از اولویت برخوردار است. چنان که ذکر گردید، هیچ کدام از روستاها در سطح زیست­پذیری مطلوب قرار ندارند و همه آن­ها با فاصله­ای اندک در وضعیت متوسط و یا نامطلوب قرار گرفته‌اند.

 نتایج نشان می‌دهد روستاهایی که از لحاظ منابع آبی در وضعیت بهتری قرار داشته‌اند، از لحاظ میزان پایداری نیز وضعیت بهتری دارند و روستای بیژوه (اسلام آباد) (12/3 درصد) با بیش­ترین میزان پایداری گویای این واقعیت است، و بالعکس روستاها لحاظ منابع آبی در معرض ناپایداری قرار گرفته‌اند بر روی محیط اجتماعی و اقتصادی آن­ها نیز تأثیر گذاشته و در نتیجه ناپایداری اجتماعی و اقتصادی را به دنبال داشته است.

تحلیل فضایی نیز نشان می‌دهد که روستاهای ناپایدار در جایی قرار گرفته­اند که در نحوه تامین آب برای مصارف خانگی و کشاورزی مشکل داشته‌اند. لذا پیشنهاد می‌شود مدیریت مناسب بر روی منابع آب در منطقه صورت بگیرد.

 


 

جدول 6- رابطه­ی همبستگی بین عوامل زیستی روستاها با موقعیت، فاصله از مرز و کوهستانی بودن

Table 6- Correlation relationship between biological factors countryside location, away from the border and being mountainous

توضیحات

موقعیت جغرافیایی

فاصله از مرز

کوهستانی بودن

میزان خطای مجاز

سطح معناداری

ضریب همبستگی

سطح معناداری

ضریب همبستگی

سطح معناداری

ضریب همبستگی

نوع منابع آبی کشاورزی

044/0

* 113/0

019/0

238/0

032/0

* 415/0

05/0

تعداد دام

014/0

* 110/0

09/0

227/0

018/0

* 535/0

05/0

مجموع اراضی آبی

048/0

* 386/0

001/0

319/0

025/0

* 312/0

05/0

مجموع اراضی دیمی

015/0

235/0

016/0

326/0

014/0

234/0

05/0

فعالیت غالب منطقه

013/0

537/0

042/0

* 431/0

008/0

* 273/0

05/0

امکانات

سرانه بهداشتی

017/0

332/0

000/0

* 621/0

015/0

328/0

05/0

سرانه آموزشی

0/026

279/0

0/012

* 417/0

0/000

0/706

05/0

سرانه مسکن

0/015

725/0

0/036

* 401/0

0/006

503/0

05/0

سرانه آب شرب

0/034

* 524/0

0/016

* 263/0

0/026

0/638

05/0

* علامت ستاره نشانه معنی­دار بودن بین متغیرها می­باشد.

 (مأخذ: یافته­های پژوهش)

 

 

 

با توجه به جدول شماره 6، بین نوع منابع آبی کشاورزی و موقعیت جغرافیایی با (044/0=P، 113/0=R)، و کوهستانی بودن منطقه با (032/0=P، 415/0=R) در سطح 05/0 با توجه به سطح معناداری آزمون­ها که کوچک­تر از میزان خطای مجاز می­باشند رابطه­ی مثبت و معناداری  وجود دارد و این نشان دهنده­ی این مطلب است که طبیعت کوهستانی و محیطی با آب و هوای معتدل در فراهم کردن آب مورد نیاز کشاورزان بسیار با اهمیت است. تعداد دام نیز در هر یک از روستاهای مورد مطالعه­ی شهرستان سردشت با موقعیت جغرافیایی و کوهستانی بودن منطقه با ضریب همبستگی (014/0=P، 110/0=R) در سطح 05/0 که کوچکتر از میزان خطای مجاز می­باشد رابطه­ی مثبت و معناداری وجود دارد. 

مجموع اراضی آبی نیز با موقعیت جغرافیایی و کوهستانی بودن منطقه دارای رابطه­ای مثبت و معنی­دار با ضریب همبستگی (048/0=P، 386/0=R) می­باشد و با توجه به سطح معناداری آزمون که کوچکتر از میزان خطای مجاز می­باشد معنی­دار است ولی این عامل با فاصله از مرز رابطه­ای نداشته است. با توجه به جدول 6، مشاهده می­شود که مجموع اراضی دیمی با هیچ یک از عوامل موقعیت، فاصله از مرز و کوهستانی بودن منطقه رابطه­ای نداشته و معنی­دار نبوده است.

فعالیت­های غالب منطقه نیز با فاصله از مرز و کوهستانی بودن منطقه دارای رابطه­ی مثبت و معنی­دار می­باشد. ضرایب

 

همبستگی به دست آمده به ترتیب برابر با ضریب همبستگی (042/0=P، 431/0=R) و (008/0=P، 273/0=R) در سطح 05/0 می­باشد که با توجه به سطح معناداری آزمون که کوچک­تر از میزان خطای مجاز می­باشد، دارای رابطه­ی مثبت و معنی­دار می­باشد. بین سرانه بهداشتی، سرانه آموزشی، سرانه مسکن و سرانه آب شرب در منطقه رابطه­ی مثبت و معناداری با فاصله از مرز وجود دارد. ضریب حاصل از نتایج همبستگی به دست آمده برای سرانه­ی بهداشتی (000/0=P، 621/0=R)، برای سرانه­ی آموزشی (012/0=P، 417/0=R)، برای سرانه­ی مسکن روستایی (036/0=P، 401/0=R) و برای سرانه آب بهداشتی و شرب نیز با (016/0=P، 263/0=R) و با موقعیت جغرافیایی نیز در سطح (034/0=P، 524/0=R) رابطه­ای در سطح 05/0 وجود دارد که با توجه به سطح معناداری آزمون­ها که کوچک­تر از میزان خطای مجاز می­باشند دارای رابطه­ی مثبت و معناداری هستند.

 

 


 

جدول  7- تحلیل میزان همبستگی بین مولفه­های زیستی روستاییان با  وضعیت مهاجرت

Table 7- The analysis of the correlation between biological components villagers with immigration status

توضیحات

میزان خطای مجاز  

سطح معناداری

ضریب همبستگی (R)

سکونتگاه‌های مسکن روستایی

0/05

0/016

* 0/491-

ساختار مسکن

0/05

0/031

0/314-

معماری واحدهای مسکونی روستایی

0/05

0/022

0/236

مصالح ساختمانی

0/05

0/000

* 576/0-

خوراک

0/05

0/064

* 521/0-

پوشاک

05/0

032/0

329/0

راههای ارتباطی و معابر کوچه‌ها

0/05

0/021

*  -0/541

الگوهای منابع آبی

0/05

0/014

* 617/0-

* علامت ستاره نشانه معنی­دار بودن بین متغیرها در سطح 05/0 می­باشد.     

(مأخذ: یافته­های پژوهش)

 

با توجه به جدول 7 و تجزیه و تحلیل­های آن، رابطه­ی هر یک از مولفه­های زیستی با مهاجرت بررسی شده است. بین سکونتگاه­های مسکن روستایی با ضریب همبستگی (016/0=P، 491/0=R) در سطح 05/0 با متغیر مهاجرت، رابطه­ی معکوس و معنی­داری وجود دارد. به این دلیل که مسکن روستایی در مهاجرت روستاییان تأثیر دارد و دارای یک رابطه­ی منفی و معنی­دار می­باشند و این نشان دهنده­ی این است که هر چه خانه­های روستایی دارای امکانات و شرایط زیست بهتر باشد، میزان مهاجرت کم و هر چه امکانات و شرایط زیست در مناطق روستایی کم­تر باشد مهاجرت بیش­تر صورت می­گیرد. هیچ رابطه­ای بین ساختار مسکن روستایی و معماری روستایی با مهاجرت در روستاهای مورد مطالعه­ وجود نداشته است.

 مصالح ساختمانی روستاها نیز دارای یک رابطه­ی منفی و معکوس با میزان مهاجرت است. بدین معنی، هنگامی خانه­های روستایی از مصالح خوب  با دوام ساخته شده باشد میزان ماندگاری جمعیت و روستاییان در روستا بیش­تر می­شود و در نتیجه بر مهاجرت اثر منفی دارد. ولی بر عکس هنگامی که واحدهای مسکونی روستایی از مصالح بی­دوام و ضعیف ساخته شده باشد فرسودگی مصالح، روستاییان منطقه را مجبور به مهاجرت و ساخت مسکن در شهر می­کند در نتیجه بین این عوامل با ضریب همبستگی (000/0=P، 576/0- =R) و سطح معناداری 05/0 که کوچک­تر از میزان خطای مجاز می­باشد رابطه­ای معنی­داری وجود دارد.

همچنین بین عوامل دسترسی روستاییان به خوراک نیز دارای یک رابطه­ی معنی­دار با مهاجرت روستاییان می­باشد که رابطه­ی آن معکوس و علامت مورد انتظار آن منفی می­باشد. ضریب همبستگی برای این عوامل (064/0=P، 521/0- =R) می­باشد که با توجه به سطح معناداری 05/0 که کوچک­تر از میزان خطای مجاز می­باشد رابطه­ی معنی­داری وجود دارد.

 بین عوامل پوشاک با میزان مهاجرت نیز هیچ رابطه­ای وجود ندارد و این عوامل بر میزان مهاجرت در روستاهای مورد مطالعه بی­اثر بوده است. در نهایت بین راه­های ارتباطی و الگوهای منابع آبی با مهاجرت روستاییان نیز دارای یک رابطه­ی معنی­دار و معکوس می­باشد. ضریب همبستگی محاسبه شده برای این دو نوع مؤلفه به ترتیب برابر با (021/0=P، 541/0- =R) و (014/0=P، 617/0- =R) در سطح 05/0 می­باشد که با توجه به سطح معناداری که کوچکتر از میزان خطای مجاز می­باشد معنی­دار و علامت مورد انتظار آن منفی می­باشد.

 از تجزیه و تحلیل اغلب مطالعات در رابطه با شرایط زیست در مناطق روستایی شهرستان سردشت می­توان به این نتیجه رسید که شرایط سخت زیستی و کمبود امکانات و تسهیلات در این مناطق روستاییان را مجبور  به مهاجرت نموده و باعث کاهش و تخلیه­ی روستاهای این منطقه شده است.

بحث و نتیجه­گیری

سکونتگاه‌های روستایی به واسطه‌ی قرارگیری در معرض آسیب­های محیطی و همچنین سطح آسیب­پذیری بالا دارای شرایط زیستی خطرناکی هستند. در این میان سطح برخورداری روستاییان از امکانات و زیرساخت‌ها در کنار بسترهای اجتماعی مناسب می‌تواند تا حدودی جبران کننده‌ی سطح بالای آسیب­پذیری روستاییان در برابر مخاطرات باشد. به همین علت امروزه دستیابی به شرایط مطلوب زندگی، رفاه و آرامش از اهداف عمده‌ی دستیابی به پایداری سکونتگاه‌های روستایی است.

به عبارت دیگر توسعه­ی پایدار روستایی به دنبال ارتقای سطح کیفیت زندگی، دستیابی به روستای سالم و روستای قابل سکونت متناسب با شرایط امروزی است که از طریق فراهم شدن شرایط مناسب زندگی انسانی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و کالبدی- محیطی فراهم می­گردد.

اما یکی از مهم­ترین عوامل کاهش زیست­پذیری یک محیط، وقوع مخاطرات و آسیب‌هایی است که به همراه دارد. پیامدهای ناشی از آن، سبب بروز آسیب­های زیست­محیطی، ناآرامی‌های اجتماعی و شکست ساختارهای کالبدی یک سکونتگاه می‌شود. می‌توان این تأثیرات را در مجموع، ناپایداری ابعاد مختلف زیست­پذیری یک سکونتگاه روستایی عنوان کرد که در میزان و نحوه­ی تحمل­پذیری و برگشت به شرایط اولیه­ی اجتماعات انسانی اثر خواهد داشت.

 بر این اساس در مطالعه‌ی حاضر، سعی شده تا با سنجش سطح زیست­پذیری سکونتگاه‌های روستایی رابطه‌ی آن با توسعه پایدار و شرایط موقع روستاییان در محیط طبیعی مورد بررسی قرار گیرد.

نتایج بررسی وضعیت پایداری سکونتگاه­های روستایی شهرستان سردشت نشان می­دهد که اکثریت روستاها از لحاظ میزان پایداری در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. نتایج نشان می­دهد روستاهایی که از لحاظ منابع آبی در وضعیت بهتری قرار داشته اند، از لحاظ میزان پایداری نیز وضعیت بهتری دارند و روستای بیژوه (اسلام آباد) با بیش­ترین میزان پایداری گویای این واقعیت است، و بالعکس روستاهایی که از لحاظ منابع آبی در معرض ناپایداری قرار گرفته­اند بر روی محیط اجتماعی و اقتصادی آن­ها نیز تأثیر گذاشته و در نتیجه ناپایداری اجتماعی و اقتصادی را به دنبال داشته است و روستای ژاژوکه با کم­ترین میزان پایداری دلیل بر این واقعیت است. کاهش سالیانه منابع آب هم در اثر عوامل انسانی و احداث چاه­ها صورت گرفته است. تحلیل فضایی نیز نشان می­دهد که روستاهای ناپایدار در جایی قرار گرفته­اند که مشکل آب داشته­اند.

یافته­های تحقیق بیان­گر آن است که موقعیت مکان طبیعی سکونتگاه­ها در ارتقاء کیفیت مکان و رضایتمندی ساکنین تا حدودی مؤثر است.

می­توان گفت روستاهایی که دارای موقعیت کوهستانی بهتر هستند به لحاظ موقعیت مناسب طبیعی و برخوداری مناسب از زیرساخت­ها و خدماتی مانند راه ارتباطی مناسب­تر، دسترسی مناسب به وسایل حمل و نقل، برخورداری از آب، برق، تلفن، دسترسی مناسب به خدمات مانند خواربار فروشی و نانوایی، برخورداری از زمین­های حاصلخیز کشاورزی و در نتیجه درآمد نسبتاً مناسب برای کفاف و تأمین هزینه­های زندگی و نیازهای اولیه، رضایت­مندی بیش­تری برای ساکنین نسبت به روستاهای کاملا کوهستانی ایجاد کرده­اند.

هم­چنین یافته­های تحقیق بیان­گر آن است که بعد فاصله نیز مؤثر بر کیفیت مکان روستاهاست، به طوری که اکثر روستاهای کوهستانی مورد مطالعه دور از  مرکز بخش قرار گرفته­اند که این امر می­تواند یکی از علل بروز مشکلات متعددی در روستاهای مورد مطالعه باشد.

بنابراین می­توان استدلال کرد که با افزایش و بالا بودن سطح زیست­پذیری در مناطق روستایی، همزمان، سطح مقاومت روستاییان در برابر مخاطرات طبیعی نیز افزایش پیدا می­کند. بنابراین یکی از راهکارهای کاهش سطح آسیب پذیری روستاییان افزایش و ارتقای سطح زیست­پذیری در سکونتگاه­های روستایی است، زیرا برخورداری روستاییان از سطح زیست مناسب، توانایی مقاومت و برگشت پذیری روستاییان در برابر عوامل محیطی و توان­های آن را افزایش می­دهد.

لازمه توسعه، رفع عدم تعادل­های ناحیه­ای و توزیع منافع و امکانات به صورت متعادل و هماهنگ است. در این راستا نقاط روستایی مناطق مرزی کشور به دلیل دوری از مرکز و فقدان بسترهای اقتصادی و صنعتی از اولویت بالایی به لحاظ سرمایه­گذاری و برنامه­ریزی برخوردارند.

ناتوانایی­های بالقوه در تولید، فقدان اشتغال، پایین بودن درآمد و عدم دسترسی به نیازهای اولیه، عمده­ترین مشخصه اقتصادی – اجتماعی این مناطق است. دستیابی به توسعه در چنین وضعیتی نیازمند بهره­برداری از تمامی امکانات و قابلیت­های توسعه این مناطق از جمله تأسیس و گسترش بازارچه­های مرزی است. بازارچه مرزی علاوه بر سرعت بخشیدن به تجارت در امر صادرات غیر نفتی، در رشد و شکوفایی و توسعه اقتصادی منطقه نیز مفید بوده و کمک بزرگی در اشتغال­زایی هستند و علاوه بر اشتغال مستقیم تعداد زیادی از مردم منطقه اطراف بازارچه­ها، موجبات اشتغال غیرمستقیم، کنترل مهاجرت­های روستا شهری و حضور در عرصه­های اقتصادی بزرگ­تر را فراهم می­آورند. نتایج عنابستانی با پژوهش حاضر مطابقت دارد؛ زیرا این پژوهش نشان می­دهد که روستاها بر پایه آب و خاک مناسب استوار بوده است و عوامل طبیعی و موقعیت جغرافیایی اشاره شده در تحقیق نقش مهم و اساسی در توسعه سکونتگاه­های زیستی روستایی مورد مطالعه داشته­اند. نتایج پژوهش اجتماعی و دیگران نیز نشان می‌دهد که بعد زیست محیطی بیش­ترین تأثیر را بر روی سکونتگاه‌های روستایی فیروزآباد داشته است که در پژوهش حاضر نیز به نقش و اهمیت ابعاد زیست محیطی توجه شده و عاملی مهم در توسعه و پایداری زیستگاه­های روستایی دارد.

مطیعی لنگرودی بیان می­کند که تنگناهای فیزیکی موجود (ناهمواری و شیب تند اراضی) سبب مهاجرت و کم جمعیتی روستاهای دره­ای مورد مطالعه گردیده و بعضی از روستاها در حال تخلیه جعیت می­باشند.

پژوهش مطیعی لنگرودی با تحقیق حاضر مطابقت زیادی دارد زیرا کوهستانی بودن منطقه و شیب زیاد اراضی باعث بازدهی کم در واحد سطح شده، مشکلات زیادی را برای بعضی از روستاها به وجود آورده و موجب تخلیه روستاها و کم جمعیتی بعضی از آن­ها شده است.

نتایج حاصله با پژوهش کاظمی­پور (1374) مغایرت دارد زیرا این پژوهش نشان می­دهد زیرا عامل نزدیکی به مرز و مبادلات مرزی بیشتر باعث ماندگاری جمعیت بعضی از روستاهای مورد مطالعه شده است. بازارچه­های مرزی اشکان و قاسمه­رش در شهرستان سردشت توانسته است موجب توسعه اقتصادی روستاهای پیرامون شود اما در مهار فعالیت­های غیررسمی و قاچاق ناتوان بوده است.

در پایان، با توجه به نتایج به­دست آمده از این تحقیق، می­توان اظهار کرد که عوامل متعددی در پایداری زیست­محیطی روستاهای شهرستان سردشت دخالت دارند که با تقویت هر یک از این عوامل می­توان این پایداری را تداوم بخشید و به سایر مناطق روستایی کشور نیز تعمیم داد. در این رابطه، پیشنهادهای زیر ارایه می­گردد:

  •  مشارکت همه جانبه روستاییان در تمام مراحل برنامه­ریزی پروژه­های زیست محیطی
  •  شناسایی و تقویت روش­های بومی و محلی به منظور پایداری زیست­ محیطی
  •  تشریح دقیق استفاده از ضوابط فنی ساختمان به روستائیان؛
  •  توجه به توان­های سکونتگاه­های روستایی

 

 

منابع

1- شاطریان، محسن؛ اشنویی، امیر و محمود گنجی پور «سنجش میزان رضایتمندی ساکنان بافت قدیم شهر آران و بیدگل از شاخص های کیفیت زندگی»، فصلنامه مطالعات و پژوهش­های شهری و منطقه­ای، ۱۳۹۱، سال چهارم، شماره سیزدهم، اصفهان، صص ۱۴۴ - ۱۲۷.

2- Van Kamp, I., Leidelmeijer, K., Marsman, G., & De Hollander, A. 2003: Urban environmental quality and human well-being: Towards a conceptual framework and demarcation of concepts; a literature study. Landscape and urban planning, 65(1), pp 5-18.

3- Baldwin, S., Godfrey, C., & Proper, C., 1992: Quality of life: perspective and policies, Routledge.

4- اجتماعی، بابک؛ غفاری، سید رامین؛ جاوری، مجید و نجف پور، بهرام «سنجش پایداری سکونتگاه­های روستایی (مطالعه موردی: سکونتگاه­های روستایی فیروز آباد فارس)»، جغرافیا، زمستان 1393، دوره جدید، سال دوازدهم، شماره 43، صص 294 – 279.

5- رضوانی، محمد رضا، «تعیین و تحلیل سطوح برخورداری نواحی روستایی استان زنجان»، پژوهش­های جغرافیایی، 1383، شماره 50.

6- مطیعی لنگرودی، سید حسن؛ فرجی سبکبار، حسنعلی؛ شاهی اردبیلی، حکمت؛ رضا علی، منصور، «تنگناهای توسعه فیزیکی- سکونتی در روستاهای درّه­ای غرب شهرستان مشهد»، پژوهش­های جغرافیایی، 1385، شماره 56.

7- Morisson, L. et al .1979. The Disintegrating Village: Social Change in Rural Sri Lanka, colobo: Lake House Investment.

8- مهندسان مشاور ستیران .1355. مطالعه استراتژی دراز مدت طرح آمایش سرزمین، سازمان برنامه و بودجه.

9- وارثی، حمید رضا؛ حسینی ابری، حسن و زارع شاه آبادی، علیرضا، «بررسی نیازها و اولویت­های جامعه روستایی از نظر زنان روستایی استان یزد»، مجله­ی پژوهشی دانشگاه اصفهان (علوم انسانی)، 1385، ج 20، شماره 1، صص 148- 121.

10- میسرا، آر، پی «توسعه روستایی- مسائل و مشکلات»، ترجمه علی اکبر، گاهنامه روستا و توسعه، 1366، شماره اول، مرکز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی وزارت جهاد سازندگی.

11- Dajian & Peter. 2010. World Expo and Urban Life Quality in Shanghai in Terms of Sustainable Development Chinese Journal of Population. Resources and Environment, Vol. 4, No.1.

12- May, A. 1996. Information Technology in Urban Planning. Routledge, London.

13- بلادپس، علی، «تحلیلی در مخاطرات محیطی و ژئومورفولوژیکی سکونتگاه‌های روستایی شمال منطقه‌ی مرند (دشت هلاکو)، فصلنامه­ی علمی - پژوهشی فضای جغرافیایی، زمستان 1390، سال یازدهم، شماره‌ی 36، 23 – 1.

14- صالحی فرد، محمد؛ علی­زاده، سیددانا، تحلیلی بر ابعاد اجتماعی و روانشناختی فضاهای سبز در شهرها  (با رویکرد مدیریت شهری). فصلنامه­ی مدیریت شهری، 1387، شماره 21، صص 34 – 19.

15- وزارت نیرو، 1391، مطالعات جامع آب کشور.

16- Dixon. Chris, (1991), rural development in Third World. London: Rutledge

17- سعیدی، عباس، دانشنامه مدیریت شهری و روستایی، 1387، سازمان شهرداری­ها و دهیاری­های کشور.

18- Glasson, J., Therivel, R. and Chadwick, A. 1996, Introduction to Environmental Impact Assessment;

19- A. A. Anabstani. 2011. The role of natural factors in stability of rural settlements (case study: Sabzevar county): Geography and Environmental Planning, 21th Year, vol. 40, No.4, PP: 89-104.

20- حاتمی­نژاد، «حسین  تنگناهای توسعه فضایی در روستاهای درّه­ای گلیان»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، 1372، شماره 31.

21- کاظمی پور، شهلا، «تحرک اجتماعی و مهاجرت در شهر تهران»، رساله دکترای جامعه شناسی، 1374، تهران: دانشگاه تهران.

22- عنابستانی، علی اکبر و خسرو بیگی، رضا، تقی لو، علی اکبر و شمس­الدینی، علی اکبر، «سطح بندی پایداری توسعه روستایی با استفاده از فن تصمیم گیری چند معیاره برنامه­ریزی توافقی»، فصلنامه جغرافیای انسانی، ۱۳۹۰، سال سوم، شماره دوم؛

23- Patrick, R, 2002, developing sustainability indicators for rural residential areas: the public transit connection, Simon Fraser University, United State;

24- احمدی، شیرکو و توکلی، مرتضی، «تحلیل حرکات مکانی جمعیت در سکونتگاه­های روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان سردشت)»، مجله مطالعات برنامه­ریزی سکونتگاه­های انسانی، 1394، سال دهم، شماره 33، صص 60 -43.

25- آریانفر، مژده. نیکو، پوران (1392) گونه شناسی مسکن روستایی استان خوزستان، اولین همایش ملی گردشگری، جغرافیا و محیط زیست پایدار . انجمن ارزیابان محیط زیست هگمتانه، 1392.

26- زرگر، اکبر (1386) درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، . چاپ سوم، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران.

27- فریدون زاده، ح و حقیقت، ف، 1395 ، بازشناخت گونه های مسکن روستایی شهرستان خلخال مطالعه موردی: روستای اندبیل، همایش معاصر سازی مسکن، دانشگاه محقق اردبیلی.

28- آسایش.حسین (1388) کارگاه برنامه ریزی روستایی، انتشارات پیام نور.

29- سرتیپی پور، محسن. 1388، بررسی تحلیلی مسکن روستایی در ایران، نشریه صفه، سال نوزدهم، شماره 49 ، پاییز و زمستان، صص 47- 61.

 

 



1- باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سردشت (ارومیه)، سردشت (ارومیه)، ایران. *(مسوول مکاتبات)

1- Young Researchers and Elite Club, Islamic Azad University, Sardasht Branch (Urmia), Sardasht (Urmia), Iran. * ( Corresponding Author)

 

- شاطریان، محسن؛ اشنویی، امیر و محمود گنجی پور «سنجش میزان رضایتمندی ساکنان بافت قدیم شهر آران و بیدگل از شاخص های کیفیت زندگی»، فصلنامه مطالعات و پژوهش­های شهری و منطقه­ای، ۱۳۹۱، سال چهارم، شماره سیزدهم، اصفهان، صص ۱۴۴ - ۱۲۷.

2- Van Kamp, I., Leidelmeijer, K., Marsman, G., & De Hollander, A. 2003: Urban environmental quality and human well-being: Towards a conceptual framework and demarcation of concepts; a literature study. Landscape and urban planning, 65(1), pp 5-18.

3- Baldwin, S., Godfrey, C., & Proper, C., 1992: Quality of life: perspective and policies, Routledge.

4- اجتماعی، بابک؛ غفاری، سید رامین؛ جاوری، مجید و نجف پور، بهرام «سنجش پایداری سکونتگاه­های روستایی (مطالعه موردی: سکونتگاه­های روستایی فیروز آباد فارس)»، جغرافیا، زمستان 1393، دوره جدید، سال دوازدهم، شماره 43، صص 294 – 279.

5- رضوانی، محمد رضا، «تعیین و تحلیل سطوح برخورداری نواحی روستایی استان زنجان»، پژوهش­های جغرافیایی، 1383، شماره 50.

6- مطیعی لنگرودی، سید حسن؛ فرجی سبکبار، حسنعلی؛ شاهی اردبیلی، حکمت؛ رضا علی، منصور، «تنگناهای توسعه فیزیکی- سکونتی در روستاهای درّه­ای غرب شهرستان مشهد»، پژوهش­های جغرافیایی، 1385، شماره 56.

7- Morisson, L. et al .1979. The Disintegrating Village: Social Change in Rural Sri Lanka, colobo: Lake House Investment.

8- مهندسان مشاور ستیران .1355. مطالعه استراتژی دراز مدت طرح آمایش سرزمین، سازمان برنامه و بودجه.

9- وارثی، حمید رضا؛ حسینی ابری، حسن و زارع شاه آبادی، علیرضا، «بررسی نیازها و اولویت­های جامعه روستایی از نظر زنان روستایی استان یزد»، مجله­ی پژوهشی دانشگاه اصفهان (علوم انسانی)، 1385، ج 20، شماره 1، صص 148- 121.

10- میسرا، آر، پی «توسعه روستایی- مسائل و مشکلات»، ترجمه علی اکبر، گاهنامه روستا و توسعه، 1366، شماره اول، مرکز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی وزارت جهاد سازندگی.

11- Dajian & Peter. 2010. World Expo and Urban Life Quality in Shanghai in Terms of Sustainable Development Chinese Journal of Population. Resources and Environment, Vol. 4, No.1.

12- May, A. 1996. Information Technology in Urban Planning. Routledge, London.

13- بلادپس، علی، «تحلیلی در مخاطرات محیطی و ژئومورفولوژیکی سکونتگاه‌های روستایی شمال منطقه‌ی مرند (دشت هلاکو)، فصلنامه­ی علمی - پژوهشی فضای جغرافیایی، زمستان 1390، سال یازدهم، شماره‌ی 36، 23 – 1.

14- صالحی فرد، محمد؛ علی­زاده، سیددانا، تحلیلی بر ابعاد اجتماعی و روانشناختی فضاهای سبز در شهرها  (با رویکرد مدیریت شهری). فصلنامه­ی مدیریت شهری، 1387، شماره 21، صص 34 – 19.

15- وزارت نیرو، 1391، مطالعات جامع آب کشور.

16- Dixon. Chris, (1991), rural development in Third World. London: Rutledge

17- سعیدی، عباس، دانشنامه مدیریت شهری و روستایی، 1387، سازمان شهرداری­ها و دهیاری­های کشور.

18- Glasson, J., Therivel, R. and Chadwick, A. 1996, Introduction to Environmental Impact Assessment;

19- A. A. Anabstani. 2011. The role of natural factors in stability of rural settlements (case study: Sabzevar county): Geography and Environmental Planning, 21th Year, vol. 40, No.4, PP: 89-104.

20- حاتمی­نژاد، «حسین  تنگناهای توسعه فضایی در روستاهای درّه­ای گلیان»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، 1372، شماره 31.

21- کاظمی پور، شهلا، «تحرک اجتماعی و مهاجرت در شهر تهران»، رساله دکترای جامعه شناسی، 1374، تهران: دانشگاه تهران.

22- عنابستانی، علی اکبر و خسرو بیگی، رضا، تقی لو، علی اکبر و شمس­الدینی، علی اکبر، «سطح بندی پایداری توسعه روستایی با استفاده از فن تصمیم گیری چند معیاره برنامه­ریزی توافقی»، فصلنامه جغرافیای انسانی، ۱۳۹۰، سال سوم، شماره دوم؛

23- Patrick, R, 2002, developing sustainability indicators for rural residential areas: the public transit connection, Simon Fraser University, United State;

24- احمدی، شیرکو و توکلی، مرتضی، «تحلیل حرکات مکانی جمعیت در سکونتگاه­های روستایی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان سردشت)»، مجله مطالعات برنامه­ریزی سکونتگاه­های انسانی، 1394، سال دهم، شماره 33، صص 60 -43.

25- آریانفر، مژده. نیکو، پوران (1392) گونه شناسی مسکن روستایی استان خوزستان، اولین همایش ملی گردشگری، جغرافیا و محیط زیست پایدار . انجمن ارزیابان محیط زیست هگمتانه، 1392.

26- زرگر، اکبر (1386) درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، . چاپ سوم، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران.

27- فریدون زاده، ح و حقیقت، ف، 1395 ، بازشناخت گونه های مسکن روستایی شهرستان خلخال مطالعه موردی: روستای اندبیل، همایش معاصر سازی مسکن، دانشگاه محقق اردبیلی.

28- آسایش.حسین (1388) کارگاه برنامه ریزی روستایی، انتشارات پیام نور.

29- سرتیپی پور، محسن. 1388، بررسی تحلیلی مسکن روستایی در ایران، نشریه صفه، سال نوزدهم، شماره 49 ، پاییز و زمستان، صص 47- 61.