شناسایی و بررسی مجموعه‌های ماکروبنتوز سواحل جنوب غربی دریای مازندران (گیلان)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مدیرگروه بیولوژی دریا، دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اکولوژی دریا، دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،تهران، ایران *(مسوول مکاتبات).

3 عضو گروه بیولوژی دریا، دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.

چکیده

دریای مازندران بزرگ­ترین دریاچه جهان در بین کشورهای ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان قرار دارد. تاکنون مطالعات مختلفی برروی بنتوزهای دریای مازندران صورت گرفته که در عمق­های متفاوت در زمان­ها و مکان­های مختلفی از این دریاچه روی داده است. سواحل استان گیلان شامل سه بخش است­: سواحل غربی، سواحل مرکزی، سواحل شرقی. بنتوزها جاندارانی هستند که درنزدیکی یا روی کف اقیانوس­ها و دریاها زندگی می­کنند و به نوعی به بستر وابسته هستند. برخی از بنتوزها در داخل رسوبات و برخی نیز روی رسوبات یا در آب­های نزدیک کف زندگی می­کنند. تحقیق حاضر از آبان ماه ١٣٨٨ تا مرداد ماه ١٣٨٩ در ١٠ماه  در طول سواحل جنوب غربی دریای خزر (استان گیلان) با انتخاب چهار ایستگاه: سفیدرود ، بندر انزلی ، لیسار، آستارا در عمق­های 5/0 تا ١متر (نزدیک ساحل و کمی دورتر از ساحل) با ٩بار تکرار در هر ایستگاه به صورت ماهانه انجام شده است. طی چهار فصل نمونه­برداری در مجموع تعداد ١٧٩٣٦ماکروبنتوز از چهار ایستگاه انزلی به تعداد ٧٦٩ عدد، سفید رود به تعداد ١٦٤٣٥عدد، لیسار به تعداد ٤٩٠ عدد، آستارا به تعداد ٢٤٨ عدد، در استان گیلان جمع­آوری شد که پس از شناسایی ١٩گونه شناسایی شده است.
بیش­ترین فراوانی متعلق به ایستگاه مصب سفیدرود، کم­ترین فراوانی متعلق به ایستگاه آستارا بوده است. هم­چنین بیش­ترین فراوانی ماکروبنتوزها  درساحل استان گیلان  متعلق به خانواده Gammaridae  در مصب سفید رود بوده و بعد از آن بیش­ترین فراوانی متعلق به گونه Didacna longipes در ساحل انزلی بوده و کم­ترین  فراوانی ماکروبنتوزها درساحل استان گیلان  متعلق به گونه­های Hypania invalida، Anisus stud، Tinodes waeneri، Polycentropus flavomaculatus، Rhithropanopeus harrisii، Lubidura riparia، Ilybius fuluinosus بوده است.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پایداری، توسعه و محیط زیست، دوره دوم، شماره 3، تابستان 98

شناسایی و بررسی مجموعه­های ماکروبنتوز سواحل جنوب غربی

 دریای مازندران (گیلان)

حسین نگارستان [1]

مائده السادات هاشمی مطلق [2]*

fp@yadavarankish.ir

پریسا نجات خواه[3]

 

چکیده

دریای مازندران بزرگ­ترین دریاچه جهان در بین کشورهای ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان قرار دارد. تاکنون مطالعات مختلفی برروی بنتوزهای دریای مازندران صورت گرفته که در عمق­های متفاوت در زمان­ها و مکان­های مختلفی از این دریاچه روی داده است. سواحل استان گیلان شامل سه بخش است­: سواحل غربی، سواحل مرکزی، سواحل شرقی. بنتوزها جاندارانی هستند که درنزدیکی یا روی کف اقیانوس­ها و دریاها زندگی می­کنند و به نوعی به بستر وابسته هستند. برخی از بنتوزها در داخل رسوبات و برخی نیز روی رسوبات یا در آب­های نزدیک کف زندگی می­کنند. تحقیق حاضر از آبان ماه ١٣٨٨ تا مرداد ماه ١٣٨٩ در ١٠ماه  در طول سواحل جنوب غربی دریای خزر (استان گیلان) با انتخاب چهار ایستگاه: سفیدرود ، بندر انزلی ، لیسار، آستارا در عمق­های 5/0 تا ١متر (نزدیک ساحل و کمی دورتر از ساحل) با ٩بار تکرار در هر ایستگاه به صورت ماهانه انجام شده است. طی چهار فصل نمونه­برداری در مجموع تعداد ١٧٩٣٦ماکروبنتوز از چهار ایستگاه انزلی به تعداد ٧٦٩ عدد، سفید رود به تعداد ١٦٤٣٥عدد، لیسار به تعداد ٤٩٠ عدد، آستارا به تعداد ٢٤٨ عدد، در استان گیلان جمع­آوری شد که پس از شناسایی ١٩گونه شناسایی شده است.

بیش­ترین فراوانی متعلق به ایستگاه مصب سفیدرود، کم­ترین فراوانی متعلق به ایستگاه آستارا بوده است. هم­چنین بیش­ترین فراوانی ماکروبنتوزها  درساحل استان گیلان  متعلق به خانواده Gammaridae  در مصب سفید رود بوده و بعد از آن بیش­ترین فراوانی متعلق به گونه Didacna longipes در ساحل انزلی بوده و کم­ترین  فراوانی ماکروبنتوزها درساحل استان گیلان  متعلق به گونه­های Hypania invalida، Anisus stud، Tinodes waeneri، Polycentropus flavomaculatus، Rhithropanopeus harrisii، Lubidura riparia، Ilybius fuluinosus بوده است.

واژه­های کلیدی: ماکروبنتوزها ، دریای مازندران،Gammaridae، پرتاران، کم تاران.

 

J. Sus. Dev. & Env., Vol 2, No.3, Summer 2019

 

An Investigation on Macro benthos of south western

Caspian Sea (Gilan) coasts                             

Hosain Negarestan[4]

Maedeh Sadat Hashemi Motlagh[5]*

Mustafanejadf@gmail.com

Parisa Nejatkhah[6]

 

 

Abstract

Caspian Sea is the biggest lake in the world among Iran. Torkamanestan, Ghazaghestan, Russia and republic of Azerbaijan. There have been many and different studies on Mazandaran Sea Bentouz that occurs in different deeps of the sea and times and places of Gilan coast including three sections: west, central coasts, east coasts. Bentouz are among creatures living near or in the deep of the ocean and seas, and depend on surface of sea. Some of the Bentouz live between sediment and some others live on the sediment close to the bottom of the seas.

Present studies have been done during 10 months from Aban 2009 till Mordad 2010 in south west coast of Caspian sea (Gilan province) through choosing 4 stations called: Sefidrood, Anzali port, Lisar and Astara of 0/5 to 1 meter deep (close to the coast and a little far from the coast) and was repeated for 9 times monthly in each stations. During 4 seasons of sampling, tottaly 17936 micro Bentous from 4 Anzali stations numbering 769, Sefidrood numbering 16435, Lisar numbering 490 and Astara numbering 248 was collected in Gilan province and 19 types were recognized.

The maximum supply belonged to the Sefidrood station and the minimum supply belonged to Astara station. Also the maximum supply of micro bentous in the coast of Gilan province belonged to gammaridae group in Sefid rood and then the maximum supply belonged to the type of stuari sefidrod in Anzali coast and the minimum micro Bentous in the Gilan province coast belonged to the types of Hypania invalida، Anisus stud، Tinodes waeneri، Polycentropus flavomaculatus ، Rhithropanopeus harrisii ، Lubidura riparia ، Ilybius fuluinosus.

Keywords: Macrobenthose, Caspian Sae, Gammaridae, Polychaeta, Oligochaeta.

 

 

 

 

 

زمینه و هدف

 

دریای مازندران بزرگ­ترین دریاچه جهان در بین کشورهای ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان قرار دارد که درشمال ایران بین عرض­های´٣٣ و˚٣٦ تا´٧و˚٤٧ و طول­های´٤٣ و˚٤٦ تا´٥٠و˚٥٤ واقع شده است. طول این دریاچه از شمال به جنوب تقریباً١٢٠٠کیلومتر و عرض آن در پهن­ترین قسمت­ها در شمال ٥٥٤کیلومتر و در باریک­ترین ناحیه آن حدود ٣٠٢کیلومتر است. خطوط ساحلی دریای مازندران درایران حدود ٩٩٢کیلومتر است. عمق متوسط این دریا ١٨٠متر، کم­ترین عمق در قسمت شمالی ٢٥متر و عمیق­ترین ناحیه این دریاچه را بخش جنوبی آن  تشکیل می­دهد که بین ٣٣٤ تا ٩٨٠متر عمق دارد. مساحت کل آن ٣٧٨٤٠٠ کیلومتر مربع و حجم آب آن ٧٨١٠٠ کیلومتر مکعب است (١و٢).

تاکنون مطالعات مختلفی بر روی بنتوزهای دریای مازندران صورت گرفته که در عمق­های متفاوت در زمان­ها و مکان­های مختلفی از این دریاچه روی داده است. که در مورد شناسایی ماکروبنتوزهای سواحل جنوب غربی این دریا تاکنون اطلاعات ثبت شده­ای در سواحل این مناطق وجود ندارد. البته تحقیقاتی که در گذشته در عمق­های بالای ٥ متر انجام شده و به ثبت رسیده است .

بررسی ماکروبنتوزهای سواحل جنوب غربی این دریاچه عظیم به دلایل زیر صورت پذیرفت:

١- تغییرات دبی آب­های ورودی به سواحل استان گیلان.

٢- میزان متفاوت آورد رسوبات از خشکی و ماهیت جابه جا شونده و فرسایش پذیری رسوبات ساحلی.

٣- عوامل قاره­ای  و تغییرات تراز آبی دریا و الگوی جریان­ها  و امواج  که همگی این تغییرات می­توانند روی جانداران کفزی تاثیر گذار باشند.

جریان چرخشی توده­های آبدریای مازندران از سمت شمال  به جنوب در طول کناره­های غربی در جریان است که هر چه به سمت جنوب پیش رود باعث جابه­جایی بیش­تر املاح می­گردد که در نتیجه باعث تغییر فراوانی کفزیان می­شود. فون کفزیان  در برابر متغیر­های محیطی مانند دما، غلظت اکسیژن، کمیت و کیفیت و جنس بستر از نظر تنوع و تراکم تغییر می­کند.

در ضمن اثر­گذاری تراکم بنتوزها بر تولید ماهی­ها که این به دلیل اهمیتی است که کف زیان در مورد تغذیه ماهی­ها و صنعت شیلات در استان گیلان دارند. تقریباً ٧٠ درصد آبزیان دریای مازندران کفزی خوار هستند و با شناسایی وضعیت تراکم و نوع کف زیان می­توان به میزان حاصل­خیزی دریا و به توان  آن برای حمایت از تولید ماهی­ها پی برد (٢و٣).

اهداف مورد نظر اینجانب برای انجام این تحقیق به صورت زیر می­باشد :

١-شناسایی ماکروبنتوزهای کم عمق سواحل جنوب غربی دریای مازندران و بررسی تعداد، فراوانی و تراکم آن­ها در ایستگاه­های مورد نظر ونیز برآورد زی توده کف زیان که برای ماهیان اقتصادی ارزش غذایی دارند است.

٢- مقایسه تراکم ماکروبنتوزهای در نزدیک سواحل با اطلاعات در دسترس ازاعماق بالاتر است.

٣- بررسی ارتباط حضور ماکروبنتوزها با خروجی تالاب انزلی و رودخانه سفید رود.

مناطق دریای مازندران از نظر آب وهوایی به مناطق زیر تقسیم می­شوند: قسمت شمالی دریا و منطقه خزر میانی دارای آب و هوای قاره­ای همراه با زمستان و تابستان طولانی و بهار و پاییز کوتاه می­باشد. در قسمت جنوبی دریای مازندران به خصوص در نزدیکی سواحل آب های ایران دمای هوا به­صورت پایدار بوده و کم­تر از ٥ درجه سانتی گراد کاهش ندارد. درضمن اکوسیستم دریای مازندران یک حوزه آبی محدود با آبی لب شور است که قسمت اعظم آبزیان آن را بی­مهرگان تشکیل می­دهند.

بخش جنوبی دریای مازندران:

 بخش جنوبی دریای مازندران بیش­ترین حجم آبی را دارد. که تقریباً ٦٤ درصد حجم کل آب دریا را به خود اختصاص داده است. مساحت آن ٣٥ درصد کل دریای مازندران می­باشد. سواحل آب های ایران (بین مدار ٣٨ و٣٦ درجه) دارای ویژگی­های برتری نسبت به دیگر نقاط دریا می­باشد و دارای خطوط

ساحلی تقریباً صاف است. امتداد سلسله جبال البرز به موازات نوار ساحلی و بالا بودن ذخیره گرمایی آب در فرورفتگی خزر جنوبی در وضعیت اقلیمی آن نقش دارند به همین دلیل آب و هوای سواحل آب های ایران متمایل به گرمسیری می­باشد. متوسط سرعت باد در خزر جنوبی کم­تر بوده به طوری­که این سرعت در قسمت­های مرکزی برابر ٤-٥m/s و درسواحل شرقی برابر٥/٣-٤m/s و در خاشیه جنوب شرقی برابر ٥/٢-٣m/s  می­باشد. جنوب غربی سواحل آب­های ایران دارای کم­ترین سرعت متوسط باد است که بیش­تر از ٦m/s نیست. سواحل ایران دارای بارندگی بیش­تر وکم­ترین میزان تبخیر می­باشند (١و٤).

سواحل استان گیلان شامل سه بخش است: سواحل غربی، سواحل مرکزی (سفید رود)، سواحل شرقی.

بنتوزها:

بنتوزها جاندارانی هستند که در نزدیکی یا روی کف اقیانوس­ها و دریاها زندگی می­کنند و به نوعی به بستر وابسته هستند. برخی از بنتوزها در داخل رسوبات و برخی نیز روی رسوبات یا درآب­های نزدیک کف زندگی می­کنند. برخی از آن­ها زمین را سوراخ می­کنند، برخی نیز خود را به اجسام دیگر می­چسبانند و برخی نیز بر روی کف می­خزند یا در آب­های نزدیک کف شنا می­کنند. به همین دلیل به آن ها موجودات کف زی می­گویند.

تقسیم­بندی بنتوزها : برای بنتوزها تقسیم بندی های متفاوتی وجود دارد.

: Epifauna برون بسترزی (سطح رسوبات) به فاصله کمی از رسوبات شنا می­کنند.

 از نظرسطح زندگی Infauna: درون بستر زی (درون رسوبات) ایجاد حفره یا کانال.         

Macrofauna: اندازه بیش از ٥/٠ میلی متر.

ازنظر اندازه:  Meiofauna:اندازه بیشتر از ١٢٠ میکرومتر و کوچکتر از ٥/٠ میلی متر

Micro-organisms: اندازه کم­تر ١٢٠ میکرومتر.                 

با توجه به تحقیقات اخیر که درمورد بنتوزهای دریای مازندران

صورت گرفته شده که در عمق­های بالای ٥ متر بوده و این تحقیقات یا به طور کلی در مورد جنوب دریای مازندران صورت گرفته و یا به صورت متمرکز در منطقه­ای کوچک بوده مثل سفیدرود و این­که بعضی از این تحقیقات به طور کل بر روی تمام بنتوزها صورت گرفته­اند. پس تصمیم گرفته شد تا تحقیقات به صورت متمرکز روی ماکروبنتوزها در سواحلی با حداکثر عمق ١ متر در جنوب غربی دریای مازندران و هم­چنین با توجه به گزارش­هایی که درمورد آلوده بودن دریا در مناطقی مثل تالاب انزلی و سفید رود در این منطقه صورت گیرد پس با توجه به شرایط آب و هوایی و شیب منطقه چهار ایستگاه به منظور انجام این تحقیق انتخاب شد که شامل: آستارا، لیسار، بندر انزلی، مصب سفیدرود می­باشد.

روش بررسی

تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناسایی ماکرو بنتوزهای سواحل جنوب غربی دریای مازندران از زمان آبان ١٣٨٨ تا مرداد ماه ١٣٨٩  در ١٠ ماه  در طول سواحل جنوب غربی دریای مازندران (استان گیلان) با انتخاب چهار ایستگاه: سفیدرود ، بندر انزلی ، لیسار، آستارا در عمق­های ٥/٠تا ١ متر با ٩ بار تکرار در هر ایستگاه صورت گرفته است. ایستگاه­های نمونه­برداری در این تحقیق به گونه­ای انتخاب گردیدند که شرایط مختلف در حوضه جنوب غربی دریای مازندران نظیر رودخانه­ها، موج شکن­ها و مکان­های آلوده و غیره تحت پوشش قرار گرفته که چهار ایستگاه درطول این سواحل درنظرگرفته شده است:

شهر آستارا (به دلیل سرد بودن منطقه و از پر باران­ترین مناطق ساحلی ایران هستند و آخرین منطقه مرزی بودن و یکی از پرجمعیت­ترین شهرهای منطقه)

شهر لیسار (به دلیل نزدیک بودن به مصب یکی از رودخانه­های بزرگ این منطقه به نام حویق و داشتن شرایط خاص ساحل که دارای سنگریزه بسیار بوده و در اکثر مواقع سال دریا دارای کولاک می­باشد.)

بندر انزلی ( این بندر از پرباران­ترین ساحل­های ایران است و به

دلیل نزدیکی به تالاب انزلی که دارای ویژگی­های خاصی از

جمله قرار گرفتن آن بین دو اکوسیستم خشکی و دریا از یک سو و از سوی دیگر دو اکوسیستم آب شیرین و لب شور  و ترکیبات منحصر به فردی از مجموعه­های گیاهی و جانوری را در خود جای داده است. آلوده شدن این  منطقه در سال­های اخیر  و دست خوردگی و ساخت و سازهای بسیار زیاد در این منطقه و عبور و مرور زیاد کشتی­ها در این بندر مهم)

یکی از مصب­های سفید رود در نزدیکی چمخاله: (به دلیل اینکه رودخانه سفید رود بزرگ­ترین رودخانه این منطقه است و به دلیل آلودگی­های اخیر این رودخانه که فاضلاب­ها و پساب­های شهری وارد آن شده و به عنوان شرقی­ترین ایستگاه در نظر گرفته شده است (٥).

عملیات برداشت نمونه ها:

نمونه­برداری توسط دستگاه corer (مغزه­گیر) که مناسب نمونه­برداری از مناطق جزر و مدی با جنس رسوبات نرم می­باشد که علاوه بر سهولت استفاده دارای وزن کم­تری بوده و جابه­جایی آن ساده­تر بود. طول مغزه­گیر به اندازه ٢٠سانتی متر و قطر آن 5/12 سانتی متر بوده و سطح مغزه گیر مورد استفاده ٠١٢٢٦٦/٠ متر مربع بود. بنابراین با انجام محاسباتی بر روی مجموع تعداد نمونه­های به­دست آمده در هر تکرار فراوانی هر گونه در یک متر مربع به­دست آمد. جهت نمونه­برداری باید در هر منطقه به صورت تصادفی دستگاه مغزه­گیر را تا حدود 10 سانتی متر در بستر فرو برده و سپس با کمک بیلچه کنار آن را کنده و دست خود را به زیر آن برده و نمونه­ها را بالا آورده و محتوی آن را در الک (چشمه 5/0 میلی متر) ریخته و به صورت استاندارد  الک کرده و شستشو داده تا ماسه ها رفته و نمونه­های باقی مانده  را در داخل ظرف­های شیشه­ای با فرمالین 4 درصد ریخته و فیکس کرد البته باید دقت کرد که نمونه­ها را به طور کامل در ظرف خالی کرده و برای شمارش و شناسایی  به آزمایشگاه دانشکده علوم وفنون دریایی منتقل نمود (٦).

شناسایی نمونه ها واندازه گیری زیتوده:

برای شناسایی نمونه­ها  ابتدا نمونه­ها به داخل الک ریخته و شستشو داده تا از فرمالین پاک گردد و بعد به داخل سینی

تشریح منتقل و هر موردی که مشکوک به جاندار کف­زی بود را

جمع کرده و داخل پتریدیش گذاشته ( البته باید دقت کرد که

جایی از نمونه­هایی را که داخل سینی ریخته شده از قلم نیافتد.) و بعد زیر لوپ دو چشمی با دقت کافی دیده و مورد شناسایی قرار گرفت (رنگ، اندازه، شکل بدن، تعداد پاها، شاخک­ها، تاژک­ها، بندها در کرم­ها وحتی شیارها در صدف­ها و غیره) (3و4و٧).

برای اندازه­گیری زیتوده نمونه­ها را روی کاغذ صافی گذاشته تا خشک شوند و بعد با ترازوی استاندارد با دقت ٠٠١/٠  وزن آن­ها اندازه­گیری و زیتوده هر تکرار را به دست آورده و در جدول  قرار داده و نمودار مورد نظر کشیده شد.

یافته­ها

اطلاعات و آمار به­دست آمده از تعداد و فراوانی و تنوع گونه­های ماکروبنتوزها به تفکیک تکرار در هر ایستگاه وارد برنامه Excel شد و سپس به محاسبه مجموع، میانگین، انحراف معیار و خطای استاندارد برای هر گونه شناسایی شده در هر تکرار و هرماه در هر ایستگاه نمونه­برداری به­طور جداگانه اقدام گردید. پس از طی مراحل فوق با توجه به داده­های موجود نمودار میانگین تراکم ماکروبنتوزهای هر چهار ایستگاه در هر ماه به طور جداگانه رسم گردیده است. هم­چنین با استفاده از نرم­افزارSPSS اقدام به آنالیز داده­ها  شده از طریق آزمون one way ANOVA اختلاف فراوانی گونه­ها در چهار ایستگاه در ماه­های مختلف مشخص گردید. پس با استفاده از آزمون LSD تفاوت گروه­ها مشخص گردید.

طی چهار فصل نمونه برداری در مجموع تعداد ١٧٩٣٦ ماکروبنتوز از چهار ایستگاه انزلی به تعداد ٧٦٩ عدد، سفید رود به تعداد ١٦٤٣٥عدد، لیسار به تعداد ٤٩٠ عدد، آستارا به تعداد ٢٤٨ عدد، در استان گیلان جمع­آوری شد که پس از شناسایی ١٩ گونه شناسایی شده که چهار گونه گاماروس­ها تحت عنوان Gammaridae و سه گونه کرم پرتار تحت عنوان Polychaetaو چهار گونه کرم کم تار تحت عنوان Oligochaeta و دو گونه هم تحت عنوان Trichopteraدر نمودارها نمایش داده شده­اند.

 

شکل1- تصاویر گونه­های شناسایی شده Fabriciasabella

 


نتایج حاصل از نمونه برداری درهر ایستگاه به صورت زیر نشان داده شده است :

انزلی: ابتدا ساحل مجاور موج شکن انزلی برای نمونه­برداری انتخاب شد که به علت دستخوردگی فراوانی که در ساحل وجود داشت. تعداد کم­تری از گاماروس ها در این ساحل بود ولی در اسفند­ ماه به علت پر کردن این ساحل برای احداث موج شکن

 

جدید به اجبار نمونه­برداری­ها در ساحل مجاور آن صورت گرفت. در این ایستگاه به علت آلودگی و دست خوردگی در ساحل اولی که برای نمونه­برداری انتخاب شده بود. تعدادی کرمو فراوانی کم­تری از گاماروس­ها دیده شد ولی در ساحل مجاور کرم­های کم­تر و فراوانی بیش­تری از گاماروس ها مشاهده شد که نشان­دهنده  آلودگی کم­تر در این ساحل می­باشد.

 


 

جدول١- مجموع فراوانی گونه­های موجود در ایستگاه انزلی

 

 

بنابراین بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae بوده . در این منطقه گونه های دیگری مانندBalanus improvisus dawin، Ilybius fuluinosus، Euilyodrilus grimmihrabe،  Nais muller،   Chironomus albidus konst،Paranais litoralis،  Fabricia sabella،  Didacna longipes، Fabricia sabella ، Hypania invalida، Tinodes waeneri، Polycentropus flavomacalatus، Lubidura ripariaدیده شده بود (جدول١).

 

 

 

 

 

 

نمودار١- فراوانی ماکروبنتوزهای انزلی (آنتنک ها انحراف معیار هستند)


 

 

فصل پاییز:

در فصل پاییز بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gmmaridae و  گونه  Niphargoidessarsi بوده و گونه­های دیگر یا موجود نبودند و یا دارای فراوانی خیلی کمی بودند. در این فصل گونه­هایی مانندHypaniainvalida ، Chironomusalbiduskonst، BalanusImprovisusdawin  دیده شده بود (نمودار١).

آنالیز واریانس یک طرفه:

در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد(01/0P<، جدول ٢). در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با  فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. در مقایسه فراوانی گونه Anisusstudبا تراکم دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. هم­چنین گونه­های دیگر هم به همین صورت است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات به طور تقریبی با هم یکسان بوده است.

جدول ٢-آنالیز واریانس گروه­های جانوری در پاییز (٨)

Anzali paeez88ANOVA

 

Sum of Squares

df

Mean Square

F

Sig.

Between Groups

١٤/٣٠٣

١٠

١/٤٣٠

٦/٣٦٤

.٠٠٠

Within Groups

١٩/٧٧٨

٨٨

.٢٢٦

 

 

Total

٣٤/٠٨١

٩٨

 

 

 

 

فصل زمستان:

در فصل زمستان بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gmmaridae و  گونه  Niphargoidessarsi بوده و گونه­های دیگر یا موجود نبودند و یا دارای فراوانی خیلی کمی بودند. در این فصل گونه­هایی مانند Paranaislitoralis، Naismuller، Balanusimprovisusdawin، Fabriciasabella، Didacnalongipes دیده شده بود (نمودار١).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. در مقایسه فراوانی گونه Anisusstud با تراکم دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع مقدار این چند گونه در این فصل برابر بوده است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل بهار:

درفصل بهار بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده   Gammaridae و گونه Niphargoidessarsi بودهوگونه­های دیگر یا موجود نبودند و یا دارای فراوانی خیلی کمی بودند. در این فصل گونه­هایی مانند Balanusimprovisusdawin، Ilybiusfuluinosus، Euilyodrilusgrimmihrabe، Naismuller دیده شده بود. (نمودار١)

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با تراکم دیگر خانواده­ها ویا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢) و در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawinبافراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) در مقایسه فراوانی گونه Anisusstudبا فراوانی دیگر خانواده­ها وگونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه دراین فصل برابر بوده است. هم­چنین در مورد گونه­های دیگر هم به همین صورت است. درواقع به غیر ازخانواده Gammaridae فراوانی دیگرموجودات تقریباً باهم یکسان بوده است.

تابستان:

در فصل تابستان بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae و گونه Niphargoidessarsiبودهو گونه­های دیگر یا موجود نبودند و یا به مقدار خیلی کمی بودند. در این فصل گونه­هایی مانند Lubidura riparia،  Tinodes waeneri، Polycentropus flavomacalatus دیده شده بود. (نمودار١)

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با تراکم دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢) و در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) در مقایسه فراوانی گونه Anisusstudبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. هم­چنین در مورد گونه­های دیگر هم به همین صورت است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

سفیدرود: در مصب سفید رود که در نزدیکی شهر چمخاله وجود داشت به علت تمیز بودن آب و داشتن مواد مغزی و هم­چنین آب و هوای گرم­تری که نسبت به دیگر ایستگاه­ها دارد و آرامش بیش­تری که در ساحل بوده و امواج کم­تری دارد در مصب تعداد خیلی بیش­تری از گاماروس­ها در این ایستگاه وجود داشته و به غیر از این خانواده گونه­های Balanus improvisus dawin­، Didacna longipes دیده شده است.

آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که تفاوت بین گونه­ها در ایستگاه سفید رود خیلی معنی­دار می­باشد.


                                                                                                    

جدول٣- مجموع فراوانی گونه های موجود در ایستگاه سفیدرود

 

 

بنابراین بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae بوده است.

 

 

 

 

در این منطقه گونه­های دیگری هم مانند BalanusImprovisusdawin، didacnalongipesدیده شده بود  (جدول٣).

 

 

 

 

 

نمودار٢- فراوانی ماکروبنتوزهای سفیدرود (آنتنک ها انحراف معیار هستند)

 


فصل پاییز:

در این فصل تنها گونه­های دیده شده  متعلق به خانواده Gammaridae بوده است (نمودار٢).

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢).

درمقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawinبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل زمستان:

در این فصل  بیش­ترین فراوانی متعلق به گونه­هایی از خانواده Gammaridae بوده است (نمودار٢).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) در مقایسه فراوانی گونه Anisusstudبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. در واقع تراکم این چند گونه در این فصل برابر و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل بهار:

درفصل بهارگونه­های دیده شده متعلق به خانواده Gammaridae بوده است. در ضمن بیش­ترین فراوانی خانواده Gammaridae در این فصل در این ایستگاه بوده است (نمودار٢).

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawinبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­­داری وجود ندارد (05/0P>) در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. در واقع تراکم این چند گونه در این فصل برابر و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل تابستان:

در این فصل تنها گونه­های دیده شده متعلق به خانواده Gammaridae بوده است (نمودار٢).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با تراکم دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). درمقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawinبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر

 

بوده است. هم­چنین در مورد گونه­های دیگر هم به همین صورت است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

لیسار: ساحل این شهر دارای سنگ ریزه­های بسیار  بوده در واقع بستر سفت­تری نسبت به سواحل دیگر ایستگاه­ها دارد ضمناً ساحل به صورتی بوده که شکست امواج بیش­تری دراین ساحل رخ می دهد. محل نمونه­برداری درنزدیکی مصب رودخانه حویق بود. به این دلیل که یکی از رودخانه­های مهم این منطقه است. به دلیل این­که ساخل دارای سنگ ریزه­های بسیاری است تعداد ماکروبنتوزهای کم­تری مشاهده شد. آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که تفاوت بین گونه­ها در ایستگاه لیسار خیلی معنی­دار می­باشد.

 


جدول٤- مجموع فراوانی گونه­های موجود در ایستگاه لیسار


 

 

بنابراین بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae بوده  است. در این منطقه گونه­هایی مانند Balanusimprovisusdawin، Didacnalongipes، Psammoryctesdeserticola، Euilyodrilusgrimmihrabe،  Paranaislitoralis، Rhithropanopeusharrisiiدیده شده بود (جدول٤).

 

 

 

 

نمودار٣- فراوانی ماکروبنتوزهای لیسار (آنتنک­ها انحراف معیار هستند)

 


فصل پاییز:

در فصل پاییز بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae  بوده است (نمودار٣).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢) در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد(05/0P>) در مقایسه فراوانی گونهDidacna    longipesبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده است. در واقع تراکم این چند گونه در این فصل برابر و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل زمستان:

در فصل زمستان  بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae  بوده است (نمودار٣).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢) در مقایسه

فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل بهار:

در فصل بهار  بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae  بوده است (نمودار٣).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0 P<، مشابه جدول٢) در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل تابستان:

در فصل بهار بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae  بوده است (نمودار٣).

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢) در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) در مقایسه فراوانی گونهRhithropanopeusharrisii با فراوانی دیگر گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چندگونه دراین فصل برابر بوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیرازخانواده Gammaridae فراوانی دیگرموجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

آستارا:

این شهر دارای مرز مشترک با کشور آذربایجان بوده و دارای آب و هوای سرد­تری نسبت به دیگر ایستگاه­ها است و هم­چنین دارای گردشگرهای فراوان است و به عنوان آخرین ایستگاه انتخاب شد. آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که تفاوت بین گونه­ها در ایستگاه آستارا خیلی معنی­دار می­باشد.

 

                                                            

                                               جدول٥- مجموع فراوانی گونه های موجود در ایستگاه استارا

 

 

 

بنابراین بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae بوده  است. دراین منطقه گونه های Balanus improvises dawin، Didacna longipes، Euilyodrilus grimmihrabe دیده شده بود (جدول٥).

 

 

 

 

نمودار٤- فراوانی ماکروبنتوزهای آستارا (آنتنک ها انحراف معیار هستند)


 

 

 

 

فصل پاییز:

در این فصل بیش­ترین فراوانی متعلق به خانواده Gammaridae  بوده است (نمودار٤).

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگرخانواده­ها و گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). درمقایسه فراوانی گونه Didacnalongipesبا فراوانی دیگر گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل زمستان:

دراین فصل بیش­ترین فراوانی متعلق به خانوادهGammaridae  و بعد از آن گونه BalanusImprovisusdawin بوده است (نمودار٤).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawinبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده و این درمورد تمام گو نه های دیگرهم صدق می کند چون فراوانی گونه های دیگر همه برابر با صفر است.در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل بهار:

در این فصل تنها گونه­های دیده شده  متعلق به خانواده Gammaridae بوده است (نمودار٤).

آنالیز واریانس یک طرفه: در مقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). درمقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawinبا فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها  تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابربوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

فصل تابستان:

در این فصل تنها گونه­های دیده شده  متعلق به خانواده Gammaridae بوده است (نمودار٤).

آنالیز واریانس یک طرفه: درمقایسه اختلاف فراوانی خانواده Gammaridae با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<، مشابه جدول٢). در مقایسه فراوانی گونه Balanusimprovisusdawin با فراوانی دیگر خانواده­ها و یا گونه­ها تفاوت معنی­داری وجود ندارد (05/0P>) و در واقع فراوانی این چند گونه در این فصل برابر بوده و این در مورد تمام گونه­های دیگر هم صدق می­­کند چون فراوانی گونه­های دیگر همه برابر با صفر است. در واقع به غیر از خانواده Gammaridae فراوانی دیگر موجودات تقریباً با هم یکسان بوده است.

میانگین کلی بین هر چهار ایستگاه: پس فراوانی ماکروبنتوزها درسواحل جنوب غربی دریای مازندران از شرق به غرب به علت هوای سردتری که در جنوب غربی این دریا حاکم است کم­ترمی­گردد. هم­چنین بیش­ترین فراوانی متعلق به مصب سفید رود در نزدیکی چمخاله است با این تفاوت که تنها خانواده Gammaridae و دو گونه Balanusimprovisus    dawin و Didacnalongipesدر این ایستگاه موجود بوده کم­ترین فراوانی متعلق به ساحل شهر آستارا است. که خانواده Gammaridae وسه گونه Balanusimprovisusdawinو Didacnalongipes وEuilyodrilusgrimmihrabe در این ایستگاه موجود بوده است. بیش­ترین فراوانی ماکروبنتوزها  درساحل استان گیلان  متعلق به  خانواده Gammaridae  بوده در مصب سفید­رود بوده و بعد از آن بیش­ترین فراوانی متعلق به گونه٦ بوده Didacnalongipesدر ساحل انزلی بوده و کم­ترین  فراوانی ماکروبنتوزها درساحل استان گیلان  متعلق به  گونه­های Hypaniainvalida، Anisusstud، Tinodes waeneri، Polycentropus flavomaculatus، Rhithropanopeus harrisii، Lubidura riparia، Ilybius fuluinosus بوده است (جدول٦).

 


جدول٦- فراوانی کلی ماکروبنتوزها در هر چهار ایستگاه

 

جدول٧- میانگین حضور ماکروبنتوزها به تفکیک ایستگاه­ها (خطای استاندارد)

 

 

بیش­ترین میانگین فراوانی متعلق به خانوادهGammaridae  درایستگاه سفید­رود است وکم­ترین میانگین­های متعلق به  گونه­های Hypaniainvalida، Anisusstud ، Tinodeswaeneri، Polycentropusflavomaculatus، Rhithropanopeusharrisii، Lubidurariparia، Ilybiusfuluinosus بوده است (جدول٧).

 

تفاوت بین ایستگاه ها از نظر آماری براساس نتیجه آنالیز واریانس یک طرفه معنی دار بوده است (005/0P<).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل2- میانگین کل مکانی فراوانی ماکروبنتوزها در استان گیلان (آنتنک ها نشان دهنده انحراف معیار هستند)

 

 


زیتوده در ایستگاه انزلی: درطی چهار فصل نمونه­برداری در ایستگاه انزلی بیش­ترین زیتوده  متعلق به خانواده Gammaridae و کم­ترین زیتوده متعلق به polychaeta بوده است (نمودار٥).

 

 

 

 

نمودار٥- نمودار زیتوده ماکروبنتوزها در ایستگاه انزلی(آنتنک ها انحراف معیار هستند)

 


زیتوده در ایستگاه سفیدرود: در زمان یک سال نمونه برداری در ایستگاه سفیدرود بیش­ترین زیتوده متعلق به خانواده Gammaridae و کمت­رین زیتوده متعلق به گونه Didacna longipes بوده است (نمودار٦).

 

 

 

 

نمودار٦- نمودار زیتوده ماکروبنتوزها در ایستگاه سفیدرود(آنتنک ها انحراف معیار هستند)

 


زیتوده در ایستگاه لیسار: در طی چهار فصل نمونه­برداری در ایستگاه لیسار بیش­ترین زیتوده متعلق به گونه Rhithropanopeus harrisii و کم­ترین زیتوده متعلق به Oligochaeta بوده  است (نمودار٧).

 

 

 

 

نمودار٧- نمودار زیتوده ماکروبنتوزها در ایستگاه لیسار(آنتنک ها انحراف معیار هستند)

 


زیتوده در ایستگاه آستارا: در زمان یک سال نمونه­برداری در ایستگاه آستارا بیش­ترین زیتوده متعلق به گونهBalanus improvisus و کم­ترین زیتوده متعلق به Oligochaeta بوده است (نمودار٨).

 

 

 

 

نمودار٨- نمودار زیتوده ماکروبنتوزها در ایستگاه آستارا(آنتنک ها انحراف معیار هستند)

 

جدول٨- میانگین زیتوده هر چهارایستگاه­ها

 

 

بیش­ترین میانگین بیومس درمجموع این چهار ایستگاه به خانواده Gammaridae درایستگاه سفیدرود تعلق دارد و کم­ترین میانگین بیومس متعلق به گونهeuilyodrilus grimmihrabe در ایستگاه آستارا بوده است.

در کل کم­ترین بیومس متعلق به polychaeta بوده و بیش­ترین متعلق به خانواده Gammaridae بوده است.

بیش­ترین میانگین بیومس به ایستگاه سفیدرود و کم­ترین میانگین بیومس به ایستگاه آستارا تعلق دارد.

بحث و نتیجه گیری

در طول سال­های گذشته جنبه­های گوناگونی از زندگی ماکروبنتوزها مورد مطالعه قرار گرفته که به طور عمده بر روی جنبه­های اکولوژیکی و بیولوژیکی آن در شرایط طبیعی بوده است. هم­چنین ماکروبنتوزها از گونه­هایی است که در بررسی عوامل آلاینده بر محیط­زیست مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر آن از انواع و جنبه­های مختلف  زندگی ماکروبنتوزها شامل بقاء و تولید مثل، رشد و بازماندگی نوزادان هر گونه، پراکنش و تراکم آن­ها در نواحی مختلف ازسواحل خزر و غیره مورد مطالعه قرار گرفته اند. (٤و٥و٧و٩).

یکی ازدلایل بررسی ماکروبنتوزها معمولاً کاربرد این جانداران در تغذیه آبزیان پرورشی است )مانند ماهیان خاویاری، قزل آلا، و کپور ماهیان). در استخرهای پرورشی استفاده از منابع بیولوژیکی و غذای طبیعی در رژیم غذایی ماهی مانند ماکروبنتوزها یکی از دلایل موفقیت این استخرها است. زیرا ماکروبنتوزها باعث بازار پسندی ماهی­ها به دلیل علائم ظاهری، رنگ مناسب گوشت و کیفیت گوشت عالی می­شوند. بنابراین ماکروبنتوزها مورد تکثیر و پرورش قرار می­گیرند (5-14).

در تحقیقی که در سال ١٣٧٣-١٣٧٤انجام شد میانگین بیومس موجودات کف زی مناطق مرکزی و غربی زیر منطقه ساحلی به یک اندازه مساوی برابر 5/12 گرم در متر مربع بود و در منطقه شرق زیر منطقه ساحلی به میزان ٢ گرم در متر مربع نسبت به دیگر مناطق کم­تر بوده است (١5و١6).

درتحقیق دیگری که درسال١٣٧٠-١٣٨٠درتالاب انزلی انجام شد که نتیجه این بررسی­ها نشان داد که گروه­های Chironomidae و Tubificidae بیش­ترین درصد حضور را در ایستگاه­ها و ماه­ها دارا بودند در صورتی که در تحقیق این جانب بیش­ترین فراوانی در ساحل انزلی متعلق به خانواده Gammaridae بوده و بعد از آن گروه­های  oligochaetaو polychaeta و گونه  B .Improvisus بوده و این به دلیل فاصله داشتن ایستگاه­های این تحقیق ها بوده است (17-20).

در سال ١٣٧١ طی تحقیقی در عمق ٥٠ متر به این نتیجه رسیده که بیش­ترین میزان زیتوده متعلق به خانواده Pseudocumidae بوده و کم­ترین زیتوده متعلق به Chironomidae بوده است. ولی در بررسی­هایی که در عمق  ٥/٠ تا ١ متر صورت گرفت بیش­ترین زیتوده متعلق به خانواده Gammaridae  و کم­ترین آن متعلق به Polychaeta  بوده است (١٤و١٦و٢١).

در مطالعاتی که طی سال ١٣٨٢در اعماق ٥–١٠صورت گرفت در مجموع ١٧گونه و یک رده شناسایی شده که شامل: polychaeta ٤ گونه و Amphipoda ٤گونه و Cumacea ٥گونه و Bivalvia ٣ گونه و Balanidae ١جنس که بیش­ترین فراوانی متعلق به گونه Annalidae و کم­ترین فراوانی متعلق به Balanidae بوده در صورتی که در عمق ٥/٠-١ متر بیش­ترین فراوانی متعلق به Gammaridae  و کم­ترین فراوانی متعلق به گونه­های Hypania invalida، Anisus stud، Tinodes waeneri، Polycentropus flavomaculatus، Rhithropanopeus harrisii، Lubidura riparia، Ilybius fuluinosus بوده و گزارش­ها حاکی از آن است که فراوانی ماکروبنتوزها در اعماق ٥-١٠متر در سواحل آستارا بیش­تر حد خود را داشته و به ترتیب هر چه به سمت شرق پیش رویم فراوانی کم­تر می­شود به گونه­ای که ساحل سفید­رود کم­ترین فراوانی را داشته در صورتی­که در اعماق پایین­تر یعنی ٥/٠-١متر نتیجه کاملاً بر عکس بوده که بیش­ترین فراوانی در سفید رود و کم­ترین فراوانی در آستارا بوده است (٨و١٣).

شاخص تنوع در تمام اعماق در فصل بهار و زمستان  بیش­تر بوده و در فصل تابستان کم­تر بوده است.

یکی از مهم­ترین نتایج تحقیق این بوده که ایستگاه انزلی تنوع بیش­تری از کف زیان بوده و در ایستگاه سفید رود کم­ترین تنوع بوده است. که تنوع بالای کف زیان در انزلی چون دارای تعداد فراوان از کرم­ها بوده و این را می­توان به دلیل آلودگی و دست

خوردگی فراوان ساحل­ها و وجود مواد غنی پساب­های شهری است. ولی بیش­ترین فراوانی متعلق به ایستگاه سفید رود بوده و کم­ترین فراوانی متعلق به ایستگاه آستارا بوده است. پس می­توان نتیجه­گیری کرد هر چه از سمت غرب به شرق سواحل دریای مازندران در استان گیلان پیش رویم فراوانی بیش­تر می­شود می­توان به این دلیل دانست که از سمت غرب به شرق دما بیش­تر می­گردد (٢٢و٢٣).

که تنوع بالای کف زیان در انزلی به دلیل آلودگی و دست خوردگی فراوان ساحل­ها و وجود مواد غنی پساب­های شهری است.

از آن­جایی که این ماکروبنتوزها شاخص تعیین آلودگی هستند پس به دلیل این­که در انزلی تنوع فراوانی دارند پس می­توان با قاطعیت سواحل انزلی را از سواحل آلوده دریای مازندران دانست.

بنا بر اطلاعات به دست آمده در سال ١٣٧٤ در عمق بالای١٠متر بیش­ترین فراوانی متعلق به فصل بهار بوده است. حال در تحقیقی که در عمق 5/0 -١متر بیش­ترین فراوانی متعلق به فصل بهار و کم­ترین فراوانی متعلق به فصل زمستان بوده است.

منابع

1-      کرمی خانیکی، ع. ١٣٨٣. سواحل ایران. پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری. تهران ، ایران. ص ٢١، ٥٩-٦٨.

2-      نی باکن، ج. ١٣٨٧. زیست شناسی دریا با نگرش اکولوژیک. مترجم رفیعی. الف. ص ١٧٨-١٨٧.

3-      تکریمی، س، م. ١٣٨٦ . اکلوژی دریا . انتشارات موسسه آموزش عالی علمی وکاربردی. تهران، ایران.

4-      بیرشتین، ی. آوکارپوین، آواف و بالیااو، جی، ام. ١٩٦٦. اطلس بی مهرگان دریای خزر. ترجمه دلینا. لوف. نظری. ١٣٧٩. موسسه تحقیقات شیلات ایران. تهران، ایران.

5-      احمدی، م، نفیسی، م.١٣٨٠. شناسایی موجودات شاخص بی مهره آبهای جاری. انتشارات خبیر. تهران. ایران.

6-      Derjavin.A.N .1962.New species of gammarus in Caspian Sea .academy science of Soviet Union. Moscow.

7-      Costa.F.O.1996. Sensitivity of marine amphipod to non-contaminant variables and to copper in the sediment. Ecologies.pp.27 (4).pp 269-276.

8-      بایزیدی، الف. اولادی، ب. عباسی، ن. ١٣٨٨. تحلیل داده­های پرسش نامه­ای به کمک نرم­افزار SPSS انتشارات عابد.

9-      میرزاجانی، ع. ١٣٧٩ . بررسی لیمنولوژی تالاب انزلی بر مبنای مطالعات ده ساله (١٣٧٠-١٣٨٠) با استفاده از سامانه جغرافیایی GIS. وزارت جهاد کشاورزی سازمان تحقیقات شیلات ایران.پژوهشکده ابزی پروری ایران.

10-  یعقوب علی پور، م. ١٣٨٧ . بیولوژی گاماروس و اهمیت آن در تغذیه آبزیان . شیلات استان فارس.

11-  میرزاجانی، ع. غنی نژاد، د. قانع ساسان سرایی، ا. ١٣٨٢-١٣٨٣. اتباط میزان صید پره های ساحلی با فراوانی بی مهرگان کف زی دریای خزر در حوزه استان گیلان . ایران.

12-  قربانی واقعی، ر. احمدی، م. بهاره ١٣٨٦. مقایسه تنوع و فراوانی ماکروبنتوزها در سه مزرعه پرورش کپور ماهیان چنینی در استان گیلان.مجله امور دام و ابزیان شماره ٧٤.

13-  هاشمیان، ع. ١٣٨٣. بررسی هیدرولوژی  و هیدروبیولوژی  و آلودگی های زیست محیطی  اعماق کمتر از ١٠ متر حوضه جنوبی در یای خزر . وزارت جهاد کشاورزی، موسسه تحقیقات  شیلات، پژوهشکده اکولوژی دریا.  تهران، ایران.

14-  موفق، م. ١٣٨٢. زیست شناسی گاماروس ها. انجمن علمی گروه شیلات دانشکده­ی منابع طبیعی دانشگاه تهران. ایران.

15-  طیبی، ل. ١٣٨٢. بررسی کشت و  پرورش گاماروس  و کاربرد  آن در آبزی پروری. سمینار کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت مدرس.

16-  رنیس، ک. توچنی، ب. کوراپوف، سو، ت، ر. حسینی، نصرالله زاده، واحدی، طبری، هاشمیان، خسروی، خداپرست، وطنی دوست، محمدجانی. ١٣٧٣-١٣٧٤ هیدرولوژی و هیدروبیولوژی حوضه جنوبی دریای خزر. با همکاری موسسه تحقیقات کاسپنیرخ روسیهو مرکز تحقیقات شیلات استان گیلان.

17-  میرزاجانی، ع و سیف آبادی، ج. ١٣٨٤.برخی شاخص­های اکولوژیک دو جور پایان دریای خزر در اعماق مختلف محدوده آب­های استان گیلان.ایران.

18-  احمدی، م. ١٣٨٤. گاماروس های دریای خزر(pontogammarus maeoticus) به عنوان یک منبع کاروتنوئیدی به منظور رنگین کمان ماهیچه ماهی قزل آلای رنگین کمان.

19-  اسلامی، ع. ١٣٧٧. کرم شناسی دامپزشکی. انتشارات دانشگاه تهران. جلد اول.

20-  الاوستو، ت. هیز، م. ١٣٨٥. اکولوژی در یاو اقیانوس شناسی. ترجمه ولی الهی. ج. دانشگاه شهید بهشتی.

21-  الیوت، ج. ١٣٨٤. روش های تحلیل اماری در بی مهره گان کف زی. ترجمه علی ابادیان.م.دانشگاه فردوسی مشهد.

22-  حبیبی، ط. ١٣٨٤. جانورشناسی عمومی. انتشارات دانشگاه تهران. جلد سوم و دوم.

23-  قاسمف، آ، گ. ١٩٩٤. اکولوژی دریای خزر. ترجمه شریعتی. ١٣٧٨. موسسه تحقیقات شیلات ایران. تهران ، ایران . ص٢٣٨-٢٥٠.

 

 

 

 

 

 

 



1-  مدیرگروه بیولوژی دریا، دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.

[2]- دانشجوی کارشناسی ارشد اکولوژی دریا، دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،تهران، ایران *(مسوول مکاتبات).

[3] - عضو گروه بیولوژی دریا، دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.

[4]- Director of Marine Biology, Faculty of Marine Science and Technology, North Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.

[5]- MSc student in Environmental of Marine, Faculty of Marine Science and Technology, North Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.

*(Corresponding Author).

[6]- Member of Marine Biology, Faculty of Marine Science and Technology, North Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.